بوخامت اعمال او موجود ، و خود افاده مىفرمايند كه صاحب « مجالس » واقعه حبس كردن ، و بشهادت رسانيدن او حضرت امام موسى كاظم عليه السلام را قبل از اين ذكر كرده .
پس هارون نزد صاحب « مجالس » و سائر اهل حق ، كافر شقى ، و ملحد ازلى ، مثل يزيد و معاويه و امثال ايشان باشد ، و تشيع او مثل تشيع ديگر فرق هالكه ضاله ، مثل اسماعيليه و واقفيه ، و غير ايشان نفعى به او نرساند كه مجرد انكار امامت يك امام ، موجب كفر و ضلال و هلاك ابدى است ، چه جا كه حبس امام بر حق ، و قتل او هم زياده بر آن گردد .
امّا آنچه گفته : ( و چون از عبارت « مجالس المؤمنين » قاضى نور اللَّه شوشترى معاندت و معادات ظاهره ) الخ پس ثبوت معاندت و معادات ظاهره بعض سلاطين عباسيه ، با ائمه طاهرين ، و اولاد عالى درجات آن حضرت ، ضررى بأهل حق نمىرساند ، و ثبوت عداوت ظاهره از بعض افراد متسمين به شيعه ، نسبت بأئمه امجاد ، از حكم محكم صاحب « مجالس » مدّعاى فاضل رشيد را ثابت نمىگرداند .
چه اهل حق هرگز حقيت جميع فرق متسمين به شيعه را مدعى نشده ، بلكه افادات و تصريحاتشان ، در كتب اعتقادات و كتب مناظره و كتب ذكر مذاهب ، نصوص صريحه است بر آنكه غير اثنا عشريه ، جميع فرق متسمين به شيعه هالك و ضال و كافر و غير ناجيند .
اما آنچه گفته : ( و داخل كنندهء همچو اعادى بد كردار ) الخ ، پس هرگز صاحب « مجالس » اين اعادى بد كردار از زمرهء شيعهء ابرار اولى البصائر و الابصار نمىداند ، بلكه تصريحات صريحه جابجا ، بر هلاك و ضلال و كفر و عدم نجاتشان مىفرمايد ، و در عنوان ذكر اين غدران
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٣٣