دارند ، و شارحين در جواب آن وجوهى نقل مىكنند ، كه بعضى از آن خالى از غرابت نيست ، و از مطالعهء ( صحاح ستة ) دريافت مىشود : كه اكثرى از جامعين تقليد كسى از مجتهدين نمىكردند ، بلكه خود اجتهاد مىنمودند ، و تأييدات مجتهدات خود را در اين كتب غالبا مدّ نظر داشتهاند [ 1 ] .
« جمعى از اكابر اهل سنت صحيحين را از اعتماد كلى ساقط كردهاند »
هفتم آنكه قطع نظر از آنكه اين حضرات بمقام مقابله و مناظرهء اهل حق ، بسبب مزيد عجز و اضطرار ، و نهايت ناچارى و انتشار ، دست بر ردّ و قدح و جرح احاديث صحيح انداختهاند ، در مقام تحقيق نيز اكابر و اجلّهء اينها هتك استار صحيحين كردهاند ، و بمطاعن و فضائح آن را نواخته ، و از اوج اعتماد كلّى بحضيض جرح و قدح انداخته ، بنابر انموزج بر بعضى عبارات در اين مقام اكتفاء مىرود :
« ترجمهء عبد القادر حنفى كه از قادحين صحيحين است »
محيى الدين عبد القادر بن محمد القرشى الحنفى كه علّامه سيوطى در ( حسن المحاضرة فى أخبار مصر و القاهرة ) بترجمهء او گفته :
عبد القادر بن محمد بن محمد بن نصر اللَّه بن سالم محى الدين أبو محمد بن أبى الوفا القرشى ، درس و صنف شرح معانى الاثار ، و طبقات الحنفية ، و شرح الخلاصة و تخريج
هامش
[ 1 ] منتهى الكلام ص 27 .