« ابو نعيم از حسن [ 1 ] مثنى بن حسن السبط رضى اللَّه عنهما » آورده كه از وى پرسيدند كه حديث ( من كنت مولاه ) آيا نص است بر خلافت على رضى اللَّه عنه ؟
گفت : اگر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و سلم بدان خلافت را اراده مىكرد هر آينه براى مسلمانان واضح مىگفت ، چه آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم افصح الناس و واضحگوترين مردم بود ، هر آينه مىگفت :
( يا أيها الناس هذا والى أمرى و القائم عليكم بعدى فأسمعوا له و أطيعوا ) .
بعد از آن گفت : قسم به خدا است اگر خدا و رسولش على را جهت اين كار اختيار مىكردند و على امتثال امر خدا و رسول نمىكرد و اقدام بر اين كار نمىفرمود هر آينه بسبب ترك امتثال فرمودهء حق تعالى و حضرت سيد الورى اعظم الناس از روى خطايا مىبود . شخصى گفت : آيا نگفته است رسول خدا صلى اللَّه عليه و سلم :
( من كنت مولاه فعلي مولاه )
؟ حسن گفت : آگاه باش قسم به خدا است اگر اراده مىكرد پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم خلافت را هر آينه واضح مىگفت ، و تصريح مىكرد ، چنان كه بر صلاة و زكات كرده است ، و مىفرمود :
( يا أيها الناس ان عليا والى امركم من بعدى و القائم فى الناس بأمرى ) .
و نيز در اين حديث دليل صريح است بر اجتماع ولايتين در زمان واحد ، زيرا كه تصريح بلفظ بعد واقع نيست ، بلكه سوق كلام براى تسويهء ولايتين است
هامش
[ 1 ] الحسن بن الحسن بن على بن أبى طالب ( ع ) من أكابر الهاشميين فى عهده توفى بالمدينة نحو 90 ه و كان عبد الملك بن مروان يهابه .