ناجائز و حرام خواهد بود .
و بر اين مقدار هم صبر و قرارش دست نداده در آخر عبارت سراسر خسارت ببانك بى هنگام سراييده كه العياذ باللّه واجب بر مثل عسكريين عليهما السلام و امثال ايشان يعنى ديگر ائمّه اهل بيت عليهم السّلام آن است كه تعلّم كنند از يكى از اين مذكورين .
فالعجب كل العجب كه پناه به خدا پايهء فضل و كمال و علم ابن جرير را ارجح و اعلى از حضرت عسكريّين و ديگر اهل بيت عصمت و طهارت كه حسب تصريحات قوم سفن نجاتند ، و تمسّك بذيول اين حضرات واجب و تخلّف از ايشان مورث بوار و هلاك و ضلال و نكال متعصبين متكلّمين سنّيه است ( كما ستقف عليه فيما بعد انشاء اللَّه تعالى ) .
با اين حال اعتنا بتصحيح و اثبات چنين امام جليل الشأن خود حديث غدير را نكنند و پى سپر وادى پر خار و قدح و جرح شوند ( فانّا للّه و انّا إليه راجعون ) .
و از اين هم عجبتر آنكه ابن روزبهان بمزيد عجز و حيرت طبرى را با اين جلالت شأن بدتر از يهود و نصارى حسب مزعوم اسلاف خود گرداند يعنى او را بروافض ارزانى فرمايد و بر احتجاج و استدلال بروايتش از جارود ( كما لا يخفى على من راجع كتابه الباطل ) .
« طبرى به اعتقاد سيوطى از مجددين دين است »
و جلال الدين سيوطى در كتاب ( التنبئة به من يبعثه اللَّه على رأس كل مائة ) گفته :