علمى خاصى نيست . اين شخص مدت زمان كوتاهى در خدمت ژنرال مكلين « 1 » كه مأمور تعيين حدود مرزى ايران و افغانستان در ناحيهء هشتادان « 2 » شده بود به كار نقشهبردارى مشغول بوده است . در سال 1895 م . او را براى انجام مأموريتى به سيستان فرستادند . پس از بازگشت از اين سفر ديرى نگذشت كه وفات يافت . جالب اين بود كه بعد از او پسرش اين لقب را از آن خود ساخت و مردم نيز او را به عنوان مهندس خطاب كردند . اين شخص در حال حاضر سرهنگ است ولى شك نيست كه مانند پدرش ترقى خواهد كرد و نشانهاى لياقت متعددى به چنگ خواهد آورد . او نشانهاى پدرش را به من نشان داد . از يك ستارهء كوچك به عنوان ياور شروع مىشد و بعد از طى شش درجه به رتبهء سرتيپى مىرسيد . ياور معمولا به همان مفهوم سرگرد يا صوبهدار « 3 » در هندوستان است . افرادى كه از درجهء ياورى آغاز به خدمت مىكردند تا رتبهء سرهنگى يا سرتيپى مىتوانستند ارتقاء يابند . ترقيات بعدى آنها به كسب عناوين و القاب منحصر مىشد .
اين ديدارها و نحوهء انجام آنها ، كه در اينجا ذكر كردم تا حدى چگونگى بافت ادارى دولت و سلسله مراتب حاكم بر آن را در ايران نشان مىدهد . همقطار روسى من م .
ولاسوف « 4 » ، همسرش و خانوادهء وى همگى محبت زيادى در حق ما روا داشتند . مدت زمانى نگذشته بود كه نپير مأموريت يافت تا به هندوستان برود . وى موفق شد تا توسط ولاسوف اجازه يابد تا از طريق خط آهن ماوراء خزر از عشقآباد به اوزونآدا « 5 » سفر كند .
رانندهء يك كالسكهء چهار اسبه نيز قبول كرد كه او را در ازاى 22 تومان از مشهد به عشقآباد برساند . فاصلهء اين دو شهر 160 ميل بود و قرار شد كه چهارروزه آن را طى كنند . چند ساعت بعد از اينكه نپير ما را ترك گفت تلگرامى براى وى رسيد . يكى از پيكهاى تركمن ما نزديكىهاى غروب به راه افتاد و صبح روز بعد با پيمودن 60 ميل به نپير رسيد و تلگرام را به او رساند و روز بعد سوار بر همان اسب سرحال نزد ما بازگشت . گويى كه فقط يك گردش و اسبسوارى كوتاهمدت كرده است . بايد بگويم كه سواركارهاى تركمن ما براى مسافتهاى طولانى افرادى فوق العاده و بسيار شايسته بودند و به خوبى مىتوانستند لياقت و مهارت خود را در اين مورد به اثبات برسانند . درست قبل از اينكه نپير ما را ترك كند يك
هامش
( 1 ) -General Maclean( 2 ) - هشتادان دهى است از بخش طيبات شهرستان مشهد .
( 3 ) -Subadar( 4 ) -M . Vlassow( 5 ) -Uzunada