تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
2506 . غذايى كه خود دوست دارى ، بخور . و لباسى كه مردم مىپسندند ، بپوش . [ غذا را به ميل خود و لباس را با توجه به عرف انتخاب كن . ] 2507 . هيچ كار خيرى را براى ريا انجام نده . و از روى حياء ترك مكن . 2508 . همنشينى با حكيمان ، عقلها را زنده مىكند . و جان‌ها را شفا مىدهد . 2509 . خويشتندارى در رفتار با دشمنان خدا در حكومت آنان ، انسان را از عذاب خدا نجات مىدهد و در دنيا از گرفتارىها باز مىدارد . 2510 . به ثروت و آسايش ، شادى مكن . و به فقر و گرفتارى ، غمگين مباش . چون طلا با آتش آزموده مىشود . و مؤمن با بلا آزموده مىشود . 2511 . سخن ، چون از دل برآيد بر دل نشيند . و اگر از زبان برآيد از گوش تجاوز نمىكند . 2512 . علمى كه تو را اصلاح نكند ، گمراهى است . و مالى كه نفع نداشته باشد ، رنج و مرارت است . 2513 . نيكوكار ، يارى مىشود و خطا كار ، خوار مىگردد . 2514 . چه بسا عالمى كه گنه كار است . و چه بسا عابدى كه نادان است . پس از گنه كار دانشمند و نادان عابد دورى كن . 2515 . ارزش انسان به دو عضو اوست : قلب و زبان . اگر بجنگد با [ قوّت ] قلب مىجنگد . و اگر سخن بگويد ، با زبان مىگويد . 2516 . از گفتن سخن حق و مشورت به عدل ، خوددارى نكنيد . 2517 . هنگام برخوردارى از نعمت‌ها ، فخر فروش و هنگام تنگدستى ، از هم گسيخته مباش . 2518 . تلخى دنيا ، لذّت آخرت بدنبال دارد . و لذت دنيا ، تلخى در آخرت . 2519 . تلخى نصيحت مفيدتر از لذّت غش [ سرپوش گذاشتن بر عيب ] است . 2520 . مقام انسان ، به عقل اوست . و سينهء او ، مخزن سر اوست .