1124 . با كسى كه عيوب تو را نگه مىدارد و فضائل و شرافت تو را فراموش مىكند ، دوستى مكن .
1125 . به كسى كه نيكى تو را ناسپاسى مىكند ، احسان مكن .
1126 . به كسى كه سرّ او را نمىدانى ، سرّ خود را مگو .
1127 . آنچه را توان پرداخت ندارى ضمانت مكن . [ به قدرى ضمانت كن كه از عهدهاش برآيى ] .
1128 . حق برادرت را به حساب اينكه برادرت هست ضايع مكن . چون كسى را كه حقّش را ضايع كنى ، برادر تو نمىشود .
1129 . زندگى را براى خوردن مخواه . بلكه خوردن را براى زندگى بخواه .
1130 . با آنچه كه نمىدانيد ، دشمنى نكنيد . چون بيشتر علم در آن چيزهايى است كه نمىدانيد .
1131 . در مجازاتى كه مىتوانى براى آن جايگزين بيابى عجله مكن .
1132 . آنچه را كه نمىتوانى وفا كنى ، وعده مكن .
1133 . چيزى را كه به تو شر رسانده ، خير حساب مكن .
1134 . چيزى را كه به تو خير رسانده ، شر حساب مكن .
1135 . كسى را كه از مالش كمك نمىكند ، دوست حساب مكن .
1136 . كسى را كه از مالش به ديگران نمىرساند غنى نشمار [ كه او خود فقير واقعى است ] .
1137 . كارى را كه يقين به درست بودن آن ندارى ، انجام نده .
1138 . كسى كه به دنيا پناه ببرد ، دنيا او را حفظ نمىكند .
1139 . زمانى كه نفس تو را ارشاد مىكند ، با نفس خود مخالفت مكن .
1140 . نيرنگ باز نباش ، چون اخلاق زشتى است .
المواعظ العددية — صفحة 201
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠١