تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
1124 . با كسى كه عيوب تو را نگه مىدارد و فضائل و شرافت تو را فراموش مىكند ، دوستى مكن . 1125 . به كسى كه نيكى تو را ناسپاسى مىكند ، احسان مكن . 1126 . به كسى كه سرّ او را نمىدانى ، سرّ خود را مگو . 1127 . آنچه را توان پرداخت ندارى ضمانت مكن . [ به قدرى ضمانت كن كه از عهده‌اش برآيى ] . 1128 . حق برادرت را به حساب اينكه برادرت هست ضايع مكن . چون كسى را كه حقّش را ضايع كنى ، برادر تو نمىشود . 1129 . زندگى را براى خوردن مخواه . بلكه خوردن را براى زندگى بخواه . 1130 . با آنچه كه نمىدانيد ، دشمنى نكنيد . چون بيشتر علم در آن چيزهايى است كه نمىدانيد . 1131 . در مجازاتى كه مىتوانى براى آن جايگزين بيابى عجله مكن . 1132 . آنچه را كه نمىتوانى وفا كنى ، وعده مكن . 1133 . چيزى را كه به تو شر رسانده ، خير حساب مكن . 1134 . چيزى را كه به تو خير رسانده ، شر حساب مكن . 1135 . كسى را كه از مالش كمك نمىكند ، دوست حساب مكن . 1136 . كسى را كه از مالش به ديگران نمىرساند غنى نشمار [ كه او خود فقير واقعى است ] . 1137 . كارى را كه يقين به درست بودن آن ندارى ، انجام نده . 1138 . كسى كه به دنيا پناه ببرد ، دنيا او را حفظ نمىكند . 1139 . زمانى كه نفس تو را ارشاد مىكند ، با نفس خود مخالفت مكن . 1140 . نيرنگ باز نباش ، چون اخلاق زشتى است .