تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
1091 . ناچار بايد در قبر رفيق داشته باشى ، پس رفتار صالح را انتخاب كن . كه رفيق خوش سيما و خوش بو است . 1092 . با گذشت شب و روز عمر باقى نمىماند . 1093 . وقتى كه رفتار مفتضح انجام داده‌اى ، خنده مكن . 1094 . دست خود را پيش ناتوان دراز مكن . 1095 . بدنبال خطا [ ديگران را ] بلافاصله مجازات مكن . بين خطا و مجازات فرصتى براى عذر خواهى بگذار . 1096 . با دشمنِ دوست خود ، دوستى مكن ، كه با دوست خود دشمنى كرده‌اى . 1097 . همهء آنچه را كه مىدانى مگو . همين براى نادانى تو كافى است . 1098 . به برادرت صد در صد اطمينان نكن . چون سريع انس گرفتن و اعتماد پيدا كردن قابل اقاله و پس‌گيرى نيست . 1099 . برادرى با خيانت جمع نمىشود . 1100 . زيركى با پرخورى جمع نمىشود . 1101 . به مردم نادان ، آنچه نمىدانند ، مَگو كه ترا تكذيب مىكنند . پس علم تو بر تو حق دارد . و حق علم اين است كه آن را به كسى كه شايستگى دارد بگويى . و از كسى كه شايستگى ندارد ، منع كنى . 1102 . سخنى را كه مىترسى تكذيب كنند ، بازگو مكن . 1103 . كودك سخاوتمند را تمجيد مكن . چون فضيلت سخاوت را نمىشناسد . و هر چه دارد ، بيهوده از دست مىدهد . 1104 . در حالى كه ظالم هستى ، خود را پيروز نگردان . 1105 . جز از گناه خود ، نترس . 1106 . در راه خدا ، از سرزنشِ هيچ ملامت كننده‌اى نترس .