اخذ : گرفتن چيزى را از جايى ، برداشتن ، دريافت كردن ، به دست آوردن ، تصرف كردن ، ربودن ، مفتون و مسحور ساختن .
ردّ : برگشت ، جبران ، تلافى ، دفع ، واگذارى ، انكار ، خوددارى ، عقبنشينى ، ترك كردن .
جذب : كشيدن ، به خود كشيدن ، جلب كردن ، مفتون كردن ، كشش ، كشش قلبى . نزد عارف فناى محض آدمى در حق و نيز كششى كه از عالم غيب بر برخى از سالكين افتد .
وصف : توصيف كردن ، وصف كردن ، برشمردن ويژگىهاى كسى ، خواندن اوصاف كسى را ، ستودن ، تمجيد كردن .
كشف : درآوردن ، برداشتن ، دور كردن ، بلند كردن ، بازكردن ، برملا كردن ، نورافشاندن ، شهود .
لبس : پوشانيدن ، پوشش ، دوستى ، صميميت ، آشفتگى ، درهم آميختگى ، ابهام .
تحقيق
1 . در بيت چهارم به جاى « صحو » در مرآة الجنان ، « محو » آمده است و به جاى « كشف » ، « كسف » ضبط شده است ، « فلس » در بيت هفتم در ديوان الحلاج « فلس » آمده است .
2 . در بيت ششم به جاى كشف در مرآة الجنان كسف آمده است .
3 . ماسينيون فاء كلمه ( فلس ) را در بيت هفتم ، با كسره آورده است .