26
[ دلال ، يا حبيبى ( يا محمّد ) ، مستعار ]
دلال ، يا حبيبى ( يا محمّد ) ، مستعار * دلال بعد أن شاب العذار ؟ !
ملكت و حرمة الخلوات قلبا * لعبت به وقرّ به القرار
فلا عين يؤرّقها اشتياق * و لا قلب يقلّقه ادّكار
نزلت به منزل الأعداء منّى * و بنت ، فلا تزور و لا تزار
كما ذهب الحمار بأمّ عمر * فلا رجعت و لا رجع الحمار
منابع
ديوان الحلاج ، ص 111 . تاريخ بغداد ، الخطيب ، مجلد 8 ، ص 116 . مصايب الحلاج ، ص 234 . نسخه ( ك ) ، ص 4 .
لغات
دلال : ناز ، دلبرى ، طنازى ، عشوه ، نازپروردگى .
مستعار : از عور ، پىدرپى ، حادث شدن ، رخ دادن ، فرود آمدن ، سپرى شدن .
شاب : مو سفيد شدن ، پير شدن ، پيرى ، كهنسالى .
عذار : عارض ، رخسار ، چهره ، گونه
وقرّ : احترام گذاشتن ، حرمت نهادن ، عزيز داشتن .
يورقها : از او خواب را منع مىكند .
اشتياق : آرزو ، خواست ، شور و شوق ، عطش ، ميل و رغبت .
قلق : ناآرامى ، ناآسودگى ، پريشانى ، تشويش ، اضطراب ، بىتابى .
تحقيق
1 . در برخى از نسخهها در بيت اول به جاى « يا محمد » ، « يا حبيبى » ضبط شده است .
2 . در بيت دوم ( قرّبه ) را به شكل « قرّبه » آوردهاند كه صورت اول صحيح است .
3 . خطيب بغدادى گويد : حسن بن على جوهرى از محمد بن عباس خراز و از عبد اللّه بن محمد عبيد اللّه كاتب و او نيز از ابو منصور احمد بن محمد بن مطر و او هم از ابو عبد اللّه حسين بن منصور حلاج ، نقل كرده كه با خودش اين اشعار را زمزمه كرده است . ( تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 116 ، به نقل از تراژدى حلاج ) .