تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
مى بردى ، و قصد داشتى آنها را از جهت دارائيشان بفريبى ( خلاصه منظور از اظهار دين و ايمانت آن بود كه مردم را فريفته دارائيشان را بربائى ) كه چون بسيارى خيانت بمردم ترا توانا ساخت زود حمله نموده برجستى ، و ربودى آنچه بر آن دست يافتى از دارائيهاشان كه براى بيوه زنان و يتيمانشان اندوخته بودند مانند ربودن گرگ سبك ران بز از پا افتاده را ، پس آن مال را به حجاز ( مكهّ يا مدينه ) با گشادگى سينه ( خرّم و شاد ) به روى ، و از گناه ربودن آن باك نداشتى ، غير ترا پدر مباد ( افّ بر تو ) به آن ماند كه تو ميراثت را ( كه ) از پدرت و مادرت ( رسيده برداشته ) نزد خانواده‌ات آورده‌اى ( بيت المال را مرده ريگ پدر و مادر پنداشتى ) 3 - خدا را تسبيح كرده او را از هر عيب و نقصى منزهّ مى دانم ( شگفتا ) آيا تو بمعاد و بازگشت ايمان ندارى ، يا از مو شكافى در حساب و باز پرسى ( در آخرت ) نمى ترسى اى آنكه نزد ما از خردمندان بشمار مى آمدى ، چگونه آشاميدن و خوردن ( آن مال ) را جائز و گوارا دانى ، با اينكه ميدانى حرام مى خورى و حرام مى آشامى و كنيزان خريده زنان نكاح ميكنى از مال يتيمان و بى چيزان و مؤمنان جهاد كنندگانى كه خدا اين مال را براى آنان قرار داده ، و به آنها اين شهرها را ( از دشمنان ) محافظت و نگاه‌دارى نموده است 4 - پس از خدا بترس و مالهاى اين گروه را به خود باز گردان كه اگر اين كار نكرده باشى و خدا مرا به تو توانا گرداند هر آينه در بارهء ( بكيفر رساندن ) تو نزد خدا عذر بياورم و ترا به شمشيرم كه كسى را به آن نزده‌ام مگر آنكه در آتش داخل شده بزنم 5 - و به خدا سوگند اگر حسن و حسين ( عليهما السّلام ) كرده بودند مانند آنچه تو كردى با ايشان صلح و آشتى نمى كردم ، و از من به خواهشى نمى رسيدند تا اينكه حقّ را از آنان بستانم ، و باطل رسيدهء از ستم آنها را دور سازم ، و سوگند به خدا پروردگار جهانيان : آنچه را كه از مال ايشان برده‌اى بحلال اگر براى من باشد مرا شاد نمى كند كه آن را براى پس از خود ارث بگذارم ، 6 - پس ضحّ رويدا يعنى در چاشت شتر را آهسته بچران ( اين جمله مثلى است براى كسى كه در جاى آرام رفتن شتاب كند ، اشاره باينكه در صرف مال تندروى مكن ) كه به آن ماند كه تو بآخرت ( مرگ ) رسيده‌اى ، و زير خاك پنهان گشته‌اى ، و كردارت به تو نمايانده شده در جائى كه ستمكار در آنجا بر اثر غمّ و اندوه ( آنچه از دست داده ) فرياد مىكند ، و تباه كننده