معيّن در ميان افراد است . )
2 . « وجود ما » طبيعت موجود باشد .
3 . « وجود ما » هر فرد از موجود باشد .
4 . « وجود ما » مجموع افراد بتمامه و بالأسر باشد .
5 . « وجود ما » مجموع من حيث هو مجموع باشد .
اين احتمالات پنجگانه در مورد « ايجاد ما » نيز جارى است ، و لذا از ضرب پنج در پنج ، بيست و پنج وجه بدست مىآيد . همهء اين بيست و پنج وجه در قول وى كه مىگويد : « تحقّق « ايجاد ما » بر تحقّق « موجود ما » متوقف است » نيز متصوّر است . در نتيجه از ضرب بيست و پنج در بيست و پنج ، ششصد و بيست و پنج وجه بدست مىآيد ، كه حاج ملّا هادى سبزوارى دليل ابطال برهان خفرى را مبنى بر لزوم دور در هريك از اين وجوه جارى و معتبر مىداند .
حال اگر مستشكلى چنين بگويد : كه « موجود ما » صرفا در فرد منتشر ظهور دارد ، اين اشكال به دو وجه قابل طرح و بيان است كه البته در هر دو صورت به يك نتيجه منجر خواهد شد .
فرض أوّل : اين است كه بگوييم مراد مستشكل از عبارت فوق اين بوده كه « موجود ما » يك فرض بيش ندارد و آن فرد منتشر است كه در اين فرض بنا بر بطلان دور ، مطلوب خفرى حاصل مىشود ؛ يعنى باقى موارد بنا بر مبناى مؤلف قابل فرض نبوده تا صحبتى از جارى شدن مفسدهء دور يا عدم آن ، در آن موارد مطرح باشد .
فرض دوم : اين است كه بگوييم مراد مستشكل از عبارت مذكور اين بوده كه بگويد : « موجود ما » فقط در فرد منتشر كه فرض أوّل سبزوارى است ، ظهور دارد ؛ به اين معنا كه صرفا در اين فرض ، مطلوب خفرى كه همان وقوع دور باطل در برهان وى است ، حاصل مىشود ، گرچه در باقى فروض مطرح شده ، مفسدهء دور لازم
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: شمس الدين محمد بن احمد خفرى
ص٢١