غيرمقام محبت كه اغراض براى پاداشهاست .
و المحبّه فى سمة الطائفه و عنوان الطريقه و معقد السبة .
« سمت » به معنى عدالت است . كه جمع آن سيما و سمات است . پس محبت علامت طائفه عرفا و عنوان طريقت و جايگاه انتساب عبوديت به ربوبيت به صفت مشهود ذاتى است .
و هى على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
محبة تقطع الوساوس ، و تلّذ الخدمة ، و تسلّى عن المصائب .
درجهء اول محبت وسوسهها و ترديدها را از بين مىبرد ، چرا كه محب آنچنان در ملاطفات محبوب غرق است كه جز به او فكر نمىكند . « من احب شيئا اكثر ذكره » . و نيز محبت ، خدمت و عبادت را شيرين مىكند و باعث تسلى محب از بلاها و سختىها مىشود .
و هى محبة تنبت من مطالعه المنة و تثبت باتباع السنة و تنمو على الاجابة بالفاقه .
اين محبت با مطالعه احسان و نعمتهاى الهى رشد مىكند و با پيروى از سنّت نبوى پايدار مىگردد و باعث اجابت دعاها از سر فقر و نيازمندى مىشود . چون فاقت بدايت فقر است و صاحب آن خود را چيزى تصور نمىكند حتى حسنات خويش را .
در حديث قدسى خداى تعالى فرمود :
يا عبد اجعل ذنبك تحت رجليك و اجعل حسنتك تحت ذنبك .
و اين اشاره به آن دارد كه در مقام دعا ديدن اعمال نيكو ضررش بيشتر از رويت اعمال سيئه مىباشد .
الدرجة الثانيه :
محبّه تبعث على ايثار الحق على غيره ، و تلهج اللسان بذكره و تعلق القلب بشهوده .
درجهء دوم محبّت ، حق تعالى را بر غير او برمىگزيند و زبان را به ذكر او گويا مىكند و قلب را به شهود او مىآويزد .
هرسه ويژگى محبت درجهء دوم ، محبت را در فضاى جاذبه محبوب شناور مىسازد ، به گونهاى كه محب دائما در تكاپوى محبوب خويش است و پيوسته ، ياد او را بر زبان دارد ، تمثيل زيبايى كه مجنون نام ليلى را بر خاك بيابان نوشت : مؤيد اين مقام است كه در
منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: اسماعيل منصورى لاريجانى
ص٤٠٩