تلمسانى در ادامه مىفرمايد : « كلام خواجه ( به يصح الدخول فى هذا الشأن ) يعنى به وسيلهء صدق قصد انسان اين شأن را مىيابد كه حق تعالى را طلب كند » .
وقتى انسان از روى صدقدل خدا را بخواهد ، اين صداقت در خواستن سبب مىشود كه خودبهخود راه رشد براى انسان باز شود . چنانچه اصحاب كهف ، وقتى كذب ادعاى حاكم خويش را شناختند و به وحدانيت خدا اقرار كردند و در اين راه مجبور به ترك خانه و كاشانه شدند ، خداوند هم آنها را در دنيا و آخرت از گزند دشمنان نجات داد .
تلمسانى مىفرمايد : « قول خواجه ( و يتلافى به كل تفريط ) ، يعنى سالك از طريق اظهار نشاط به مخالفت با تنبلى برمىخيزد ، چرا كه نمىخواهد هيچ فرصتى از او فوت شود ، چنانچه در گذشته از او فوت شده است . تا آنكه به اصلاح درستى از هر آنچه به واسطهء غفلت در قلبش فاسد گشته بود ، برسد و اين اصلاح به نورانيت قلب است از طريق عبادت بعد از اينكه با اعراض از خدا دچار ظلمت شده بود » .
پس يكى از مهمترين قابليتهاى « صدق قصد » اين است كه هركس مقصدى را كه صادقانه بخواهد و بجويد ، در راه كسب آن سر از پا نشناخته و با نشاط و شادابى در راه آن تلاش مىنمايد و از آنجا كه براساس آيهء شريفه و مسلك عرفان مهمترين همّ عارف بر اصلاح قلب است و در اين راه همت گماشته و تلاش وافرى مىكند ، چرا كه در قيامت چيزى جز قلبى سليم به انسان سود نمىبخشد .
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ .
« 1 » روزى كه مال و فرزندان سودى به انسان نمىرسانند و تنها كالاى سودمند ، آوردن قلب سليم است .
لذا عارف مىكوشد تا قلب را سلامت نموده و به پيشگاه الهى تقديم دارد و اين مهم ميسر نمىشود مگر به كوشش در مسير عبوديت ، چرا كه خلقت او به اين منظور صورت پذيرفته است .
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
« 2 » جن و انس را نيافريديم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند .
هامش
( 1 ) . شعراء / 88 و 89 .
( 2 ) . الذاريات / 56 .