فرمود : در اين هنگام ( بنا بر گفتار حسن بصرىّ ) مؤمن آل فرعون هلاك و تباه شده ( كه ايمان و علم خود را از فرعون و قبطيها پنهان مينمود ) در حالى كه خدا او را براى پنهان نمودن علم مدح نموده و ستوده ( سوره 40 آيه 28 :
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ
يعنى و « چون فرعون قصد و آهنگ كشتن موسى نمود » مرد مؤمن و گروندهء « به خدا و رسول » از خويشاوندان فرعون كه « گفتهاند : پسر عموى او بوده ، » ايمان و گرويدن خود را « از فرعون و قبطيها » پنهان ميكرده گفت : آيا مردى را ميكشيد براى اينكه ميگويد : خدا پروردگار من است ؟ ! در حالى كه با دليلهاى روشن « معجزههاى بسيار » از جانب پروردگارتان نزد شما آمده ) و هميشه علم و دانش ( در جايى كه بيان آن سزاوار نبوده ) پنهان بوده از زمانى كه خداى توانا و بزرگ رسول و فرستادهء خود نوح را ( بنبوّت و پيغمبرى ) مبعوث كرده و برانگيخته . پس بايد حسن ( بصرىّ ) از راست و چپ ( هر كجا ميخواهد ) برود پس به خدا سوگند علم و دانش را جز اينجا ( نزد