تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
چشم او گريان نيست روزى كه چشمها ميگريند ، و كسى كه بنشيند در مجلسى كه كار ما در آن مجلس زنده شود دل او نميميرد روزى ( روز رستخيز ) كه دلها ميميرد . مرحوم مجلسىّ ميفرمايد : مردن دلها در قيامت و روز رستاخيز كنايه ( نام بردن چيزى كه غير آن را خواسته ) است از سختى و سرگردانى و اندوه و افسردگى و ترس . 4 - از معتّب غلام و بردهء ابو عبد اللَّه ( امام صادق ، عليه السّلام ) رسيده است كه گفته : شنيدم آن حضرت به داود پسر سرحان ميفرمود : اى داود سلام و درود مرا بدوستان و يارانم برسان در حالى كه من ميگويم : خدا رحمت كند ( بيامرزد ) بنده‌اى را كه با ديگرى گرد آيد و كار ما ( احكام و دستورهاى دين ) را به ياد آورند ( با يك ديگر گفتگو نمايند ) حتما سوّمى آنها