Skip to main content

أصول المعارف — Page مقدمه 268

Contributors:

P.مقدمه 268
كمال متوسط بين قوهء صرف وفعل محض وجود دارد وهيچ اشكال ندارد كه بين جوهر وجوهر امكان أنواع جوهريه إلى غير النهاية موجود باشد فقط يك اشكال لازم مىآيد كه شيخ چون به تشكيك در جوهر قائل نمىباشد حركت واشتداد جوهري را انكار كرده است وآن لزوم تشكيك در ماهيت است وما بيان كرديم كه تشكيك در متواطئه از ماهيات محال است ولى اگر فرض شود از براي ماهيتى افراد مختلف بشدت وضعف باين معنا كه شدت وضعف در أصل ذات ملاحظه شود مثل اينكه بنا بر قول بأرباب أنواع انسان بلحاظ قوس نزولى داراى مراتبى است كه برخى علت وبرخى معلول ، بعضي مجرد وبرخى مادي بهرى شديد وبعضي ضعيف است وشيخ چون تشكيك را نفى كرده است - مثل نوري - را انكار مينمايد ودليل أو در اين مقام مصادره است ودر حركت جوهري ، تشكيك در مراتب صعود است نه نزول وعلى اى حال بنا بر جواز تشكيك در ذاتيات حركت در طبيعت وذات جائز است در صورتي كه مراتب در سلك وجودي واحد واقع شوند كما هو الواقع في النزول . ودر مقام حركت در جوهر حدود حاصل از حركت وجود بالفعل ندارند واز آنجا كه اصالت حق وجود است ، تشكيك در ماهيت وجوهر به تبع وجود واقع است ووجود از أمور قابل تشكيك آنهم تشكيك خاص است وخود شيخ - أعلى اللّه مقامه الشريف - در برخى از آثار خود قائل به تشكيك خاص شده است ولى اين معنى را در قوس نزول در آنجايى كه معلول را صورت وظهور ونفس تجلى علت دانسته است تجويز فرموده است ودر قوس صعود بر تجويز آن تن در نمىدهد روى أصولي كه در فلسفهء مشّايى قبول كرده است وشايد خواسته است كلمات مشائيه را تقرير فرمايد وگرنه در نزد شيخ أعظم أصول وقواعدى غير آنچه كه حول أفكار اتباع أرسطو تحرير فرموده است وجود دارد ومقامات عارفان در إشارات دليل بر آنست كه شيخ مشرب نهايى خود را در كتب معمول خويش كه بطريق مشايى نوشته است اظهار نمىفرمايد وحقير را عقيدة بر آنست كه شيخ در جميع مشارب فلسفي أستاذ بل كه