Skip to main content

أصول المعارف — Page مقدمه 236

Contributors:

P.مقدمه 236
است وآنها چون خود انغمار در حوادث دارند واز وجود چيزى غير از زمان ومكان وزماني ومكاني درك ننمايند ، ألفاظ « 1 » وارد در كتاب وسنت مثل - كان اللّه ولم يكن معه شيء - يا - لم يكن شيء - را حمل بر معاني عرفى نموده‌اند ، غافل از آنكه اطلاق اين ألفاظ بر حق حكايت از وقوع حق در احكام مخصوص بموجودات زماني ومكاني ننمايند والفاظى نظير ماضي ومستقبل از باب آنكه حق بحسب ذات از زمان ومكان انسلاخ دارد ، اين ألفاظ نيز دلالت زماني خود را از دست ميدهند - مثلا - كان اللّه غفورا ، يا كان اللّه حكيما وقادرا - دلالت بر دوام وثبوت نمايد نه آنكه حق در ماضي بقدرت وعلم وحكمت متصف باشد ودر مستقبل بآن متصف نباشد . بنا بر وقوع حركت در جواهر عالم مادة ، هيچ موجودى قديم نيست وجمله حوادث - مادة وصورة - مسبوق‌الوجودند به عدم زماني نه آنكه فقط صور حوادث ، حادث زماني باشد ، حكم حدوث در نفس ناطقه انساني نيز جارى است واز ثمرات
Footnote
( 1 ) - نگارنده اين حروف در مقدمه رسالهء - متشابهات القرآن - مفصلا در عقيدة جمعى از متكلمان از عامه بحث نموده‌ام ، اين جماعت كه در بحر غير متناهي جهل غوطه‌ورند وفكر آنان از حيطهء زمان ومكان وأشباح جسماني واكل وشرب فراتر نمىرود ، در فهم متشابهات از آيات عقائد عجيبى اظهار نموده‌اند . آنها غير از محسوسات چيزى نمىفهمند ، ماوراى أجسام وطبائع را انكار نموده‌اند منكران مبدأ وجود موجود غير محسوس را منكرند وحق اوّل تعالى - شأنه - را نيز جسم ميدانند لذا أهل تحقيق آنان را أهل جاهليت در دوران اسلامى دانند با آنكه در ظاهر مسلمان وقائل به شريعت وكتب الهيه‌اند در باطن در زمره منكران روحانيات بشمار آيند وتصريح نموده‌اند كه موجود همان محسوس است وغير محسوس وجود خارجي ندارد . در حالتي كه موجود بحسب مفهوم خود محسوس نيست وبا حواس ظاهري ادراك نمىشود ، ناچار عقل سليم حكم مىكند كه مدرك غير محسوس بطور مسلم خود محسوس نمىباشد