Skip to main content

أصول المعارف — Page مقدمه 200

Contributors:

P.مقدمه 200
است واين مسلم است كه مبدأ صدور فعليات وتحصلات وجود است وامكان امر عدمي است ولى از باب آنكه معلول ظل علت ووجود نازل آن ميباشد اگر فرضا وجود عقل تنزل نمايد ودر عالم مادة قرار گيرد مادة جهت تنزل فعليت چون آن نيست ومادة منتسب است بجهت قوه كه اين قوه در عقل همان جهت عدمي وحيثيت امكاني است . چون مسألهء حركت در جوهر از أمهات مباحث حكمي است وكثيرى از مهمات مباحث بآن ارتباط دارد ناچاريم از تفصيل وبسط وذكر دقايقى كه باين تفصيل جز در اين مقدمه ديده نمىشود . از آنجايى كه مادة وصورت بيك وجود موجودند جاعل در مقام افاضه ، فيض را بصورت رسانيده واين فيض از صورت مرور نموده به مادة ميرسد ولى در باب اتحاد اين دو اين انفكاك بحسب تحليل عقل است نه در خارج چون مادة از مراتب وجود صورت نيست بل كه جهت عدمي صورت ووبال فعليت آنست نه جهت تحصل با مرتبهء نازل آن بر خلاف موضوع وعرض كه عرض از مراتب وجود ومقام دانى وجود جوهر است ودو مرتبهء از وجود در سلك وجودي واحد قرار دارد ومعناى عدم حصول مادة در مادة آنست كه هر فعليت توقف بر جهت قوه واستعداد دارد ونفس قوه داراى قوه نمىباشد از اين باب گويند : مادة ابداعى است نه ابداع نظير ابداع خاص مجردات وصور عارى از مواد ومنزه از قوه واستعداد . وبايد در اين مسأله نيز توجه شود كه مادة معرّا از جميع صور محل توارد صور وفعليات نمىباشد وهر مادة در عالم زمان بحسب نحوهء وجود ملتجى به صورتي است كه اين صور با مادة متحد است وبنا بر حركت در جوهر ، هر صورت بحسب نحوهء وجود ، وبتمام هويت مادة است از براي صور بعد وفعليات لاحق نه آنكه جهت فعليت منضم باشد بجهت قوه وجهت قوه خود به خود امرى باقي بين صور باشد كه در مقام تبديل صورت بصورت ديگر قطع نظر از صورت داراى تشخص ومتصف