حرام نموده و اما آنچه فرموده از شتر دو تا پس خداى تعالى در قربانى منى شتر عربى را حلال كرده و شتر نجاتى را حرام فرموده و قربانى گاو اهلى را حلال فرموده و گاو وحشى را حرام فرموده من باز گشتم و همين پاسخ را به آن مرد گفتم او گفت اين چيزى است كه از حجاز آمده است .
( مترجم گويد : )
در پاورقى خصالى كه اخيرا بتصحيح يكى از فضلاء متتبع بطبع رسيده متن اين روايت را با يك سطر سقط نقل كرده و آنگاه گويد : در نسخههاى اصلى كه نزد من بود و هم در كتابهائى كه از خصال نقل كرده مانند وسايل و غيره اين روايت نيست و فقط در نسخهء مطبوعهء خصالى كه به فارسى ترجمه شده اين روايت را نقل كرده است و آن نسخه هم در نهايت تصحيف و تشويش است و جدا قابل اعتماد نيست بلى صدوق روايت را در فقيه بسند خود از داود و كلينى در كافى از على بن ابراهيم و او از پدرش و او از ابراهيم بن محمد مسلى و او از داود نقل نموده اند
( هشت طايفه است كه از مردم نيستند )
9 - راوى به امام صادق ( ع ) عرض كرد : شما همهء اين خلق را از مردم مىپنداريد ؟ فرمود : ( هشت طايفه ) از اينان را دور بينداز از آنكه مسواك نكند و آنكه در مجلس تنگ چهار زانو بشيند و آنكه در كار بيهوده دخالت كند و آنكه در بارهء چيزى كه نميداند اظهار فضل و دانش نمايد و آنكه بدون بيمارى خود را بيمار نشان دهد و آنكه مصيبت نديده عزا دار گردد و آنكه با ياران خود در مطلب حقى كه مورد اتفاق آنان است مخالفت ورزد و آنكه بپدران خود ببالد با اينكه از كارهاى شايستهء آنان بىبهره باشد چنين كس هم چون گياه خلنج است كه پوستهاى روئيناش كنده شود و عاقبت جوهر ذاتش آشكار گردد و او همان است كه خداى عز و جل فرموده است آنان چهار پايانى بيش نيستند بلكه گمراه تراند .
10 - اصبغ بن نباته گويد : امير المؤمنين ( ع ) ميفرمايد كسى كه به مسجدها رفت و آمد داشته باشد بيكى از هشت خصلت ميرسد بهره مندى از برادرى دينى و يا دانشى نيكو و يا نشانهء محكمى از نشانه هاى