تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
روا نيست كه انگشتان او سفيد ديده شود گرچه با اندكى حنا رنگين بسازد زيرا بيم آن ميرود كه شيطان به او آزار برساند و چون زن را در حال نماز نيازى پيش بيايد دستهاى خود را به هم زند ولى مرد در حال نماز با سر و دست اشاره مىكند و تسبيح را بلندتر ميگويد و زن را روا نيست كه بىچادر نماز بخواند مگر اينكه كنيز باشد كه او بىچادر و سرباز نماز ميخواند و براى زن جايز است كه در غير حال نماز و احرام جامهء ابريشم و حرير بپوشد و بر مردان اين چنين جامه حرام است مگر در حال جهاد و زن را روا است كه انگشتر طلا بدست كرده و با آن نماز بخواند ولى اين بر مردان حرام است مگر در حال جهاد كه پيغمبر فرمود يا على انگشتر طلا بدست نكن كه آن زيور تست در بهشت و جامه حرير نپوش كه آن جامه تست در بهشت و زن را روا نيست كه از مال خود بنده اى آزاد كند و نه احسانى نمايد مگر با اجازهء شوهرش و او را روا نيست كه روزهء مستحبى بگيرد مگر با اجازهء شوهرش و او را روا نيست كه با نامحرم دست بدهد مگر از پشت جامه اش و روا نيست كه بيعت كند مگر از پشت جامه اش و روا نيست كه به حج مستحبى برود مگر با اجازهء شوهرش و او را روا نيست كه بحمام برود كه اين كار بر او حرام است و زن را روا نيست كه سوار بر زين شود مگر در حال ناچارى يا در سفر و ارثى كه زن ميبرد باندازهء نصف ارث مرد است و ديه اش نصف ديه مرد است و زن با مرد در ديهء زخمها مساوى است تا اينكه باندازهء نصف ارث مرد است و ديه اش نصف ديه مرد است و زن با مرد در ديه زخمها مساوى است تا اينكه به اندازه يك سوم ديهء كامل باشد و چون ديهء زخم از يك سوم ديهء كامل گذشت ديهء مرد بالا ميرود و ديهء زن كم ميگردد و چون زن به تنهائى با مرد نماز بخواند بايد در پشت سر مرد بايستد و در كنار او نه ايستد و چون زن بميرد آنكه بر او