تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
5 - مردان سخت سياه رنگ ، يكنفر از آنان را نمىبينى مگر اينكه همواره ما را دشنام دهد و دشمنان ما را ثنا گويد . 6 - مردان كچل هيچ مرد كچلى را نمىبينى مگر آنكه نسبت بما توهين آميز و بد زبان است و بر زيان ما سخن چينى مىكند . 7 - مردان كبود چشم و چشم ريز هيچ يك از آنان را كه بسيار هم هستند نمىبينى مگر اينكه مىيابى كه بر خوردشان با ما بروئى است و در پشت سر با ما روئى ديگر دارند و در پى ايجاد ناراحتى براى ما هستند . 8 - مردان زنا زاده كه كودك سر راهى بوده‌اند يكنفر از آنان را ملاقات نمىكنى مگر آنكه مىيابى دشمن گمراه كنندهء آشكار ما است . 9 - مردانى كه بيمارى پيسى دارند يكنفر از آنان را ملاقات نمىكنى مگر اينكه از براى ما در پى كمينگاههائى است و بكمين ما و شيعيان ما نشسته كه به گمان خود ما را از راه راست گمراه كند . 10 - مبتلايان به بيمارى خوره كه آنان سنگ دوزخند و بدوزخ بايد بروند . 11 - مردانى كه با آنان عمل جنسى انجام داده مىشود يكنفر از آنان را نمىبينى مگر اينكه آوازخوانىشان در بدگوئى از ما است و شوراندن مردم بر ما . 12 - مردم شهرى كه سيستانش نامند آنان دشمن ما هستند و دشمن آشكار و آنان بدترين خلقاند عذابى كه براى فرعون و هامان و قارون آماده است بر ايشان باد . 13 - مردم شهرى كه رى گوينداش آنان دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا و دشمنان خاندان