( شرح : ) نظريهء مصنف در بارهء اخبارى كه متعرض شمارهء گناهان كبيره است گرچه ممكن است في حد نفسه مطلب صحيحى باشد ولى براى رفع اختلاف اخبار كافى نيست زيرا مرجع اين نظريه بانكار معصيت كبيرة است بجز شرك و يا انكار معصيت صغيرة و بنا بر اين وجهى براى شمارش آنها در اخبار باقى نمىماند و حق اين است كه بگوئيم ميزان در كبيره بودن معصيت و ترتيب آثار خاصه به آن اين است كه در قرآن كريم و يا سنت قطعى پيغمبر وعدهء آتش بمرتكب آن داده شده باشد چنانچه در همين روايت اشاره به آن شده است و در عين حال خود معاصى كبيرة داراى مراتبى است كه اگر در روايتى پارهء از آن ذكر نشده بدين منظور بوده است كه اهميتاش به اندازه گناهان كبيرهء ديگر نبوده و يا اثر خاصى كه در آن روايت بيان شده مترتب بر آن گناه نبوده چنانچه در همين روايت كه زنا و دزدى را در رديف معاصى كبيره ذكر نفرمودهاند شايد از اين جهت باشد كه جزو اكبر كبائر نيستند و روايت در مقام شمارهء بزرگترين گناهان كبيره است و يا اينكه در شهادت بدخول بهشت تاثيرى ندارند و الله العالم .
16 - ابو ايوب انصارى گويد : رسول خدا را مرضى روى داد فاطمة ( ع ) به نزدش بعيادت آمد حال رسول خدا سنگين بود فاطمة ( ع ) كه سختى بيمارى و ناتوانى رسول خدا را ديد گريه گلوگيرش شد و اشك بر صورتاش روان گشت پيغمبر ( ص ) بفاطمة فرمود : اى فاطمة خداوند جل ذكره اطلاع كامل بر زمين يافت و از روى زمين پدر تو را برگزيد و دومين بار اطلاع يافت و شوهر تو را از آن برگزيد پس از آن به من وحى فرمود و من تو را بهمسرى على در آوردم اى فاطمة مگر نميدانى كه چون تو در نزد خدا گرامى بودى خداوند تو را با كسى همسر كرد كه پيش از همه مسلمان شد و بردبارىاش از همه بزرگتر و دانشاش از همه فزونتر بود راوى گويد : فاطمة به اين سخن شاد شد و اثر شادى از فرمايش رسول خدا
الخصال ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٧٨