تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
اما يوسف پادشاه مصر و صحراهاى مصر گرديد و از آن حدود تجاوز نكرد . مصنف اين كتاب ( رضي الله عنه ) گويد : اين خبر چنين است كه گفته شد ولى آنچه صحيح است و من در بارهء ذو القرنين معتقدم اين است كه پيغمبر نبوده و فقط بندهء شايسته اى بوده است كه خداى را دوست ميداشته و خدا نيز او را دوست داشته است او در راه خدا خيرخواه بوده است خداى نيز خير خواه او گشته كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : مانند ذو القرنين در ميان شما نيز هست و ذو القرنين پادشاهى بوده از طرف خداوند نه رسول بوده و نه نبى همانند طالوت كه خداوند فرمايد ( پيغمبرشان به آنان گفت كه خداوند طالوت را براى پادشاهى در ميان شما برانگيخته ) و گاهى روا باشد كه در شمار پيغمبران نام كسى كه پيغمبر نباشد برده شود چنانچه روا است در شمار فرشتگان از كسى كه فرشته نيست نام برده شود خداى عز و جل ثنائه فرمايد : هنگامى كه بفرشتگان گفتيم بر آدم سجده كنيد همگى سجده كردند بجز ابليس كه از طايفهء جن بود .

( در آفتاب چهار خاصيت است )

111 - رسول خدا ( ص ) فرمود : در آفتاب چهار خاصيت است رنگ را دگرگون سازد و بوى بد ايجاد نمايد و جامه‌ها را مىپوساند و بيمارى آورد .

( درمان چهارگانه )

112 - امام صادق عليه السّلام فرمود : چهار درمان است : خون گرفتن با حجامت ، و سعوطى كه