شيوهء ما در تفسير مرحلهء استنباطى
در آغاز اينقسمت از بحثهاى كتاب دانستيم كه دليل استقرائى دو مرحله را طىّ مىكند .
در مرحلهء اول براساس توالد موضوعى فكر است و اينمرحله ، بمرحلهء استنباطى از دليل استقراء ناميده مىشود . زيرا دليل در اينمرحله ، عمل استنباط عقلى را بر طبق قواعدى كه از براى فكر موضوعا نتيجهزا است انجام ميدهد همان قواعديكه در منطق صورى معيّن و مشخّص گرديده است .
و دليل استقرائى در اينمرحله ، احتمال تعميم استقرائى را نموّ مىبخشد و آن را به بالاترين درجه از درجات تصديق احتمالى مىرساند و اين درجه از راه استنباط از مبادى و بديهيّات بدست مىآيد و بر اين اساس ما ميتوانيم درجهء احتمالى را كه دليل استقرائى در مرحلهء اوّل آن را اثبات مىكند يك قضيّهء استنباط شده تلقّى كنيم .
و از براى تعيين اينمرحله و شناسائى سير دليل استقرائى در اينمرحله نظريّهء احتمال را بررسى نموديم زيرا استنباط دليل استقرائى در اينمرحله با نظريّهء احتمال ارتباط داشت و با روشن شدن نتيجههائى كه در بررسى نظريّهء احتمال بدست آمد الآن حقيقت اينمرحله از دليل استقرائى را شرح ميدهيم
و در آغاز بحث هدف خود را در جملهء زير خلاصه ميكنيم كه :
ميخواهم در اين بحث ثابت كنم كه استقراء ميتواند ارزش احتمال تعميم را