و از آنچه عرض كردم معلوم شد كه أوّل اين اعتقاد داشته و برگشته ، و چون تاريخ فوت آخوند هنوز بدست فقير نيامده اندك نامشخص است كه بعد از آيات احكام ديگر تصنيف نموده يا نه .
سال نهصد و نود و ششم :
جلوس ثانى شاه عباس در نهصد و نود و شش - عالم آرا . نزاع و عدم رضاى امرا از مرشد قليخان و غلبه مرشد قليخان و عزل امرا - عالم آرا . فترت ميانهء جلوس اسكندر شأن و جلوس ثانى نه سال .
سال نهصد و نود و هفتم :
سال دوم جلوس ثانى شاه عبّاس و استيلاء اوزبكيهء هرات در اين سال دوّم جلوس بود ، و عبد اللّه خان حاكم شد در هرات در اين سال ، و عليقلى خان شاملوى لله شاه عبّاس و جمعى از سپاهيان كشته شدند بعد از اينكه بغدر و مكر عليقلى خان را از قلعه بيرون آورده بودند و قتلعام قزلباش مقرر شد ، و حكومت هرات به مير قلبا بالوكلتاش دادند كه از اعيان سمرقند و مرد فاضل صاحب طبيعت بود ، و عبد اللّه خان عازم مشهد شد و خبر رسيدن شاه عباس بخراسان منتشر شد و عبد اللّه خان برگشت و بپاى قلعه سرخس رفت ، بسر حسين خان ولد مير حسين سلطان فيروز جنگ و بعد از چهل روز بعد از كشش و كوشش بسيار باندك پيشكشى عبد اللّه از سر آن قلعه بگذشت ، و در ايّام محاصره عبد اللّه خان را كتابت علماى ماوراء النهر و جواب ملّا محمّد مشكك واقع شد .
سال نهصد و نود و هشتم :
سال سوّم جلوس ثانى شاه عبّاس . در نهصد و نود و هشت أبو طالب ميرزا با برادر كوچكتر طهماسب ميرزا كه در قلعه طبرك اصفهان اقامت داشتند بسعى بعضى از امرا مكحول شدند - عالم آرا . ابتداى تأليف مجالس المؤمنين قاضى