سال نهصد و هفتاد و هفتم :
ولادت رضوان آرامگاه شاه عباس ماضى تغمده اللّه بغفرانه در نهصد و هفتاد و هفت اتفاق افتاد و در اين سال شاه طهماسب لشكر فرستاد بگر مسيرات جرون ، و در اين سال پادشاه و نديك جمعى را بتاخت الكاى روم فرستادند و مغلوب شدند و در اين سال اوزبك سلطان ابن رستم سلطان بن جانى بيك سلطان بتاخت بلاد خراسان آمده با اموال فراوان برگشتند و زينل بيك و أمير بيك كشته شدند با هزار نفر قزلباش و اوزبكان سرهاى ايشان را جدا كرده روانه اندخود و شبرغان شدند - حسنبك .
سال نهصد و هفتاد و هشتم :
در اين سال سلطان سليم لشكر بقبرس فرستاد ، و در اين سال عسكرى خان تاتار به اتفاق پاشاى كفه به امر سلطان سليم بقربان يازى آمدند و نهر حفر كردند تا آب اتل را با آب بين منضم سازند و پادشاه اروس عرضه داشتى نوشته و ايشان از سر اين حكايت برخواستند - حسنبك . در نهصد و هفتاد و هشت كه شامولى سلطان ثانى اوغلى ذو القدر از حكومت مشهد معزول شد سلطان سليمان ميرزا فرزند چهارم شاه طهماسب كه خادم باشى مشهد مقدس بود او را باردو طلبيدند و در ايام إسماعيل ميرزا كشته شد - عالم آرا . در سال شانزدهم جلوس اكبر كه بالهى تعبير مىشود موافق سال نهصد و هفتاد و هشتم ظاهرتين مخيم خيام اكبر شد - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و هفتاد و نهم :
سلطان سليم پادشاه روم در اين سال لشكر بتسخير بلاد يمن فرستاد و سنان پاشا را مقرر فرمود كه برود و پاشاى مزبور آمده قريب بچهل حصارچه فتح نمود و در اين سال محاربه قورچيان استاجلو غريب لو با كيلكان واقع شد و غلبه با قورچيان بود - حسنبك . آغاز سال هفدهم جلوس الهى موافق سال نهصد و هفتاد و نه هجرى تاريخ اكبرى . و شيخ أبو الفضل در آخر تاريخ اكبرى گويد كه چخورى در اينوقت بسوگوارى مبدل شد كه شيخ فيضى مرد و تاريخ را آخر كرده و فتح سورت را نوشته .