سفر أخبار الأيّام الأول يعنى در اخبار و حكايات روزگار اوّل ، و بعبرانى دبرى هيميم گويند ، و مجلّد أوّل تورات تمام شد ، و از مجمل مضامين اسفار مسفوره معلوم تو شد كه غير از پنج سفر اوّل محض تاريخ است و ربطى و نسبتى بكتاب خدا ندارد ، فتدبّر .
و فهرست اسفار مجلّد ثانى بر اين موجب است ، و اكثر پيغمبران در اين مجلّد مذكورند .
سفر أوّل احوال عزراء كاهن .
سفر نحميا ، و اين ثانى عزر است .
سفر طوبيا ، سفر يهوديت .
سفر استير ، و او يكى از صلحاء امّت حضرت موسى على نبيّنا و عليه السّلام است .
سفر ايوب صدّيق و الام ، و احوال او بتفصيل مذكور است در چهل و دو باب و اشعار بسيار از او مذكور است .
سفر المزامير ، مشتمل بر صد و پنجاه مزمور ، و زبور مشهور بزبور داود ، عبارت است از اين سفر تورات .
و زبور را به زبان لاتينى كه زبان علماى فرنگ است و زبان تصانيف فرنگيان است پسالموس گويند ، و اين سفر را غالب اوقات عليحده جلدى ميكنند ، و اكثر مضامين اين جلد ادعيه و مناجاتهاى حضرت داود است ، و فقير راقم حروف كتابى ديدم كه مجموع ادعيهء كه در تورات و انجيل و زبور بود جدا كرده در يك مجلّد جلد شده بود نظير صحيفهء كامله در ميان ما اهل اسلام اعزّ اللّه دولتنا و أكثر أهل ملّتنا بجاه محمّد و آله و عترته الطاهرين .
سفر الأمثال ، و بعبرانى او را مشلي گويند .
سفر الجامعه ، و بعبرانيه او را قهلت گويند .
سفر نشد الأنشاد لسليمان ، يعنى اشعار حضرت سليمان عليه السّلام ، و بعبرانى هشيه تم سيره گويند .
حكمة يشوع سيراخ القول الفاتح ، نبوّت اشعيا ، نبوّت ارميا .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص١٧