طغج او را خريد در سيصد و دوازده و او را للهء پسرش كرد ، و لله را اتابك گويند ، و بعد از محمّد بن طغج أنوجور پسرش حاكم شد در عهد راضى ، و كافور مدبّر او بود تا در سيصد و چهل و نه أنوجور مرد ، و بعد از او أبو الحسن علي برادر او حاكم شد ، و كافور نايب و صاحب اختيار بود تا در سيصد و پنجاه علي مرد ، و از اين تاريخ كافور مشغول شد بمملكت دارى از براى پسر علي ، و وزير ابن الفرات بود ، و متنبي معاصر كافور بود تا در سيصد و پنجاه و شش مرد - خل . فوت أبوبكر ابن حداد مصري در سيصد و چهل و پنج - خل .
أبو بكر مصري نام وى محمّد بن إبراهيم استاد أبو بكر رقى است شاگرد زقاق كبير با جنيد و ثوري صحبت داشته در سيصد و چهل و پنج مرد - نفحات ملّا جامى .
و أبو الحسن خازن گويد كه ناصر الدين در ايام دولت نوح بن منصور سامانى با ابو إسحاق پسر البتكين صاحب جيش خراسان رو ببخارا ، نهاد ببخارا رسيد و حاجب أبو إسحاق بود ، و أبو إسحاق را بغزنين فرستادند بايالت ، و همه كارها برأى و تدبير سبكتكين شد و أبو إسحاق بعد از اندك مدّتى در آن ايالت مرد ، و همگى رضا دادند به دارائى امير ناصر الدين سبكتكين - روضة الصّفا . أحمد بن محمّد طباطبا نقيب طالبيين در مصر در سيصد و چهل و پنج مرد - خل .
سال سيصد و چهل و ششم :
ولادت شيخ مفيد محمّد بن محمّد بن النعمان قدّس اللّه روحه در سيصد و چهل و شش و فوت در چهارصد و بيست و سه ، و عمر هفتاد و هفت سال ، معزّ الدوله پسر بويه و برادر عليّ پسر بويه كه باستخلاص كرمان رفته بود مستخلص كرد و خوزستان را نيز گرفت و ببغداد رفت و مستكفى را ميل كشيد در أربع و ثلاثين و ثلاثمائة ، هجده سال حكومت كرد بمعاصرهء ركن الدولة برادر ديگر ، و سه سال معاصر عماد الدوله برادر ديگر كه مجموع بيست و يك سال حكومت كرده باشد ، بعد از اينها در سيصد و پنجاه و شش به مرض اسهال بمرد ، پنجاه و چهار سال عمر داشت ، و معزّ الدوله چون ساير آل بويه اثنا عشرى بود ، اقامت بر صلاة غدير خم او كرد ، و در روز عاشورا تعزيه