اخلاص و اعتقاد اين سلسلهء شريفه بقدم ارادت و اطاعت پيمودهاند و صفحهء اعتقاد بقلم محبت و و داد مرقوم فرموده و خان احمد در مبادى ايام سلطنت شيوهء مرضيّهء آباء و اجداد صحيح الاعتقاد را تتبّع نموده ، گوى مسابقت از اسلاف ربود .
اما در اواخر ايام جهانبانى شاه دين پناه از سلوك جادهء مستقيمهء آباء مخالصت انتما اعتساف جسته نقد اخلاص و اختصاص خود را در بوتهء نفاق بدميدن دمهاى فساد - انگيز ارباب خلاف و شقاق گداخت و بغش و غلّ سركشى و عناد مغشوش ساخته در دار الضرب محبت و اتحاد از عيار اعتبار انداخت و سلوك طريق مخالفت و مخاصمت نوّاب شاه دين پناه را سهل و آسان پنداشت و بعضى امور كه مناسب آداب سلاطين صاحب وقار و ملايم طبع پادشاهان ذوى الاعتبار بود بارتكاب آن علم اقتدار افراشت .
بنابرين مقدمات تنبيه و تأديب او بر ذمّت همّت پادشاهانه وحدّت حميّت خسروانه لازم گشته ، در تاريخ سنهء سبعين و تسعمائه لشكرى ظفر اثر از برگ درختان و ريگ بيابان بيشتر ، نظم :
همه رزم خواه و همه صف شكن * همه جنگجوى و همه تيغ زن [ 39 ]
همه پهلوانان روز مصاف * دل از كينه پر خاطر از مهر صاف
با چند سر از سرداران جنگ ديدهء كار آزموده ، نظم :
همه آسمان قدر و خورشيد فر * سبك سير و شيرو بسان قمر ،
در ظلّ رايت و سايهء رعايت نوّاب وكيل السلطنة القاهره امير معصوم - بيك الصفوى از دار السلطنهء قزوين روانهء گيلان گردانيد و بعد از وقوع مقابله و مقاتله و آداب جنگ و مجادله و لوازم كشش و كوشش غازيان بهرام صولت ، بيمن اقبال پادشاه قضا قدرت خان احمد را با خواص اتباع دستگير كرده بدرگاه