بيان اين اجمال آنكه چون پادشاه بىهمال مدت بيست و يكسال در قلعه با صعب حال اوقات فرخنده مآل مصروف داشت و اگر احيانا جهت « 1 » تفريح طبع لطيف و تربيت دماغ شريف طرح صحبتهاى مرغوب افكنده لواى عشرت و شادمانى مىافراشت بواسطهء عدم وجود بعضى از اسباب كامرانى طبع نازكش از انعقاد آن صحبت بيشتر آزرده ميگشت و طبيعت آرزومند را بجاى شربتهاى نبات و قند بادهء تلخ صبورى به حكم
« وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ »
« 2 » در جام ناكامى و ساغر ضرورى ميداد و ناچار بر خوان روزگار بلقمهء ناگوار تحمل و اصطبار قرار - داده زبان رجاء بذكر
« أَ إِذا
« 3 »
ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا »
« 4 » ميگشاد ، لهذا در آن اوقات بر بعضى از مشتهيّات نفسانى و مستلذّات جسمانى كه لازمهء طبع متنعّمان و واسطهء خاطر پادشاهان كامران باشد قدرتى كامل نداشت و در آنزمان سعادتنشان كه ثمرهء « الصبر مفتاح الفرج » بر شجرهء
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »
« 5 » نمودار گشته فتح ابواب اميد بظهور رسيد و آن نهال اقبال از محصورهء پر ملال قلعه بمعمورهء گلشن عزت و جلال انتقال نمود و به آب و هواى حديقهء سلطنت و استقلال نشو و نما ديده قامت با استقامت كشيد ، آرزوهاى خاطر و ميلان طبيعت كه در آن مدت بنا بر عروض موانع در حجاب توقف مانده بود در اينوقت آن مواد نهوض يافت و قايد قضا ، زمام حصول جميع ارادات و عنان وصول بمنتهاى مرادات بدست اقتدار و قبضهء اختيار آن پادشاه كامكار داده نقش هر آرزو كه بر لوح ضمير خورشيد ارتشامش « 6 » ارتسام يافتى ، زمانه آن را بر طبق مقصود بر طبق عرض نهادى و صورت هر مدعا كه در آيينهء خيال فرخنده مآلش روى نمودى ،
هامش
( 1 ) - د : حتى .
( 2 ) - سورهء 16 آيهء 127 .
( 3 ) - م : ايذا .
( 4 ) - سورهء 19 آيهء 66 .
( 5 ) - سورهء 12 آيهء 87 .
( 6 ) - د : اقسامش .