تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
برين پذيرفت و سرپنجهء اقتدار قضا ، مسند استعلا و مرصد استعظام « 1 » مرشد قليخان يكان را بمرتبهء انحطاط و استحقار مبدل ساخت و در موضع شاهرود بسطام به ضرب تيغ امت خان استاجلو كشته گشته اين جهان را به ديگرى پرداخت ، بعد از اندك زمانى انوار عاطفت پادشاهانه و انظار شفقت خسروانه شامل حال و كافل امانى و آمال فرهاد خان گشته كمال تقرب و اعتبار و نهايت تفوق و اختيار او را حاصل شد . شعر
ز الطاف شاه ثريا مكان * كه شد شامل حال او ناگهان
شد اندر ميان سران سربلند * مرادش چو صيد آمد اندر كمند
نهال سعاداتش آمد ببر * به اقبال شاهنشه تاجور
بزرگى و شأنش به جائى رسيد * كه آن شأن در امثال او « 2 » كس نديد
و روز بروز هلال سعاداتش در منازل اعتبار ترقى كرده مانند ماه دو هفته بدرجهء بدريت رسيد و زمان زمان نهال مراداتش در حدايق اقتدار نشو و نما پذيرفته سر رفعت باوج فوقيت كشيد و از رشحات سحاب مكرمت و پرتو آفتاب مرحمت پادشاهى چمن دولت و اقبال و گلشن حشمت و اجلالش ناضر و سيراب گرديده تصاعد درجات و تضاعف امنياتش متزايد مىگشت ، تا ملقب به لقب و مشرّف بشرف فرزندى گشت . بنابرين مقدمات ، خان عالى درجات بر مسند اعتبار و اختيار تكيه زده عنان مهمات سركار پادشاهى و زمام مهام رعيت و سپاهى بدست اقتدار آورده بموجب « من رقى على درجات الهمم « 3 » ، عبد من الامم » ، تمامى امراء و اركان دولت ابد ابتدا ،
هامش
( 1 ) - م : استعطا . ( 2 ) - ظاهرا : كه در شأن امثال او . ( 3 ) - م : اليهم .