ترك و خوانين چغتاى ، در ركاب نصرت انتساب لواى نهضت افراخت .
شعر
برافراخت رايت بسوى عراق * به ملك عراقش فتاد اتفاق
سلاطين توران « 1 » و ايران زمين * روان در ركابش يسار و يمين
شد از مقدمش خطهء اصفهان * چو نقش جهان رشك نقش جهان
ز به دو ازل اصفهان تا به حال * نديدست اين عزت و اين كمال
كه هر ساله جمشيد كسرى صفات * برو افكند سايهء التفات
ازين روست خاك ره آن ديار * بكحل صفاهانيش اشتهار
اما در حين توجه رايات آفتاب اشراق ، راى ملك آراى شهريار آفاق تغيير يافته بنا بر مصلحت امور سلطنت آوردن حاجم خان را به اصفهان موقوف داشت و او را بولايت رى فرستاده با ساير سلاطين لواى نهضت بجانب مقصد افراشت و روز پنجشنبه هشتم ماه مذكور نزول موكب سعادت استناد « 2 » ، در موضع دولت آباد واقع شد و نواب مستوفى الممالك آقا شاه على دولت آبادى و برادرش آقا كمال ، كه او را در آن وقت ، كمال تقرب و اعتبار حاصل و صاحب اختيار كل مهمات دار السلطنهء اصفهان و توابع بود ، در صدد كشيدن پيشكش آمده فردا فردا پيشكش لايق و مناسب كشيدند . و سه روز نواب جهان مدار را با تمام اركان دولت و امراى عظام مهمانى كرده شهريار آفاق ، فرق مباهات ايشان را به اوج سموات رسانيده بمراتب عاليه رسيدند . پس جميع سادات رفيع الدرجات ، از نقباى « 3 » عظام و اكابر و اهالى عالى مقام و ساير مقيمان آن بلده از خواص و عوام بمراسم استقبال بيرون آمدند ، آن « 4 » پانزده هزار پياده مقرر بدستور معهود از موضع دولت آباد تا دروازهء طوقچى دو رويه ، به ترتيبى كه قرار يافته [ 294 ] بود ، در صف بازداشتند . و باقى مردم ،
هامش
( 1 ) هر دو نسخه : دوران
( 2 ) - م : استثناء
( 3 ) - م : تقبا
( 4 ) - م : و آن