در بلدة المؤمنين قم ، از زيادتى آب رود ، بعضى عمارات و باغات كه در حواشى بود و آنچه در جوار مزار فيض آثار معصومه عليها السلام بود ، از حمام و كاروانسرا و دكاكين تمامى منهدم گرديد و برين قياس در دار السلطنهء قزوين ، از كثرت بارندگى سيلى عظيم ، بل بحرى پر بيم برخاسته « 1 » نيم شبى بحوالى شهر رسيد و درين شب مردم خبردار شده از خانهها بدر ريختند و از طغيان و موج آب ، مردم از خواب برخاسته فرياد و فغان به اوج آسمان رسانيدند و از غوغا و آشوب عام ، نواب فلك مقام خبر گرديده درين نصف شب با قورچيان و غلامان سوار شده اشاره فرمود كه جميع تختههاى « 2 » دكانها و درهاى خانهها را آورده در پيش آب نهادند همه را برد و هيچ فايده نكرد .
پس از آن پلاسها و جاجمها و قاليها و نمد تكههاى « 3 » نفيس ملون و خيمههاى مقطع و سايبانهاى ملمع همه را آورده با درختهاى عالى و در پيش آب ريختند فى الجمله فايده كرده آب به طرف ديگر روان گرديده نوعى شد كه دولتخانهء همايون با بعضى از محلات كه عمده بود ، از خطر انهدام ايمن گرديد و با وجود اين سعى و جد ، يك دو محله را آب بنوعىمندرس و منطمس ساخت كه اثرى و علامتى از آن نماند و همچنين در دار الامان كرمان و دار العباد يزد هم آبى عظيم از كوهستان موضع تفت برخاسته « 4 » از خيابان اهرستان فرود آمد و چون بحوالى شهر رسيد اكثر عمارات عاليه و باغات و زراعات كه بر ظاهر آن بلده بود از جاى كنده به بيابان برد و محلهء گبران كه به حيثيت « 5 » كثرت و جمعيت ، عمدهء محلات آن شهرست « 6 » ، تمامى را خراب كرد و صحارى خارج شهر كه مشتمل برقرى و مزارع معموره بود ديگر باره مغمور گرديده « 7 » هامون و بيابان گشت . حاصل كه از بلاد معظمه و ديار قابلهء مملكت ايران ،
هامش
( 1 ) - م : برخواسته
( 2 ) - م : كه تختههاى
( 3 ) - م : تكيه نمدها
( 4 ) - م : برخواسته
( 5 ) - م : از حيثيت
( 6 ) - م : آن شهر بود
( 7 ) - م : معموره بود گرديد