تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
غرض و اظهار مدعا ، بعرض رسانيده بودند و اعتقاد غلط ايشان اين بود كه نواب در آن شيوه با ايشان يكدل و يكزبانست ، اعتماد بر اعتقاد خود كرده بر زبان آورد كه اگر البته عزيمت لرستان تصميم يافته و فسخ آن مصلحت امور سلطنت نيست نواب فلك ركاب جهد فرمايد كه دو سه روز قبل از حلول ماه محرم سنهء اثنى و الف البته به دار السلطنهء قزوين معاودت [ 284 ] فرموده باشد كه دخول اين سال ، محل وصول يكى از ارباب حالست بمقام پادشاهى و استقلال . يعنى يكى از درويشان ما را صاحب امر مىبايد شد و زمام مهام حل و عقد و قبض و بسط امور سلطنت را در قبضهء اقتدار و پنجهء اختيار او نهاده‌اند . و اين محرّم اول دور ماست و چون ذات ملك صفات نواب را استعداد اين امر زياده ازين جماعتست كه استحقاق اين كار دارند ، مع هذا ، رشتهء امر سلطنت در دست قدرت نوابست « 1 » پس اولى و انسب آنست كه به غيرى انتقال نيابد . البته به تعجيل هر چه تمامتر خود را بسر دور رسانند و فرصت را دريابند . شعر
كنى كارها را چو در وقت خويش * مهيا كن اسباب آن را ز پيش
كه در وقت خود چون كنى كار را * كنى سهل آن كار دشوار را
پس آسان توان كرد در وقت كار * نكردى ، پشيمانى آرد ببار
و نواب سكندر صفات را از استماع اين مزخرفات ، كمال اعراض عارض نفس اشرف گرديد ، و به حكم
« وَ اصْبِرْ وَ
« 2 »
ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ »
« 3 » صبر و تحمل ورزيده ، شيوهء حلم و سكون پيشنهاد طبيعت قدسى طينت ساخت و چون وقت گنجايش انهدام اساس وجود آن مردود و انعدام هستى آن فرقهء ملعون مطرود نداشت ، او را به زبانى
هامش
( 1 ) - م : نواب كامياب است ( 2 ) - م : گرديده و اصبر ( 3 ) - سورهء 6 آيهء 127 . م : « ما صبرك اللّه » به قياس قرآن كريم تصحيح گرديد .