ارباب نخوت و غرور و آن سرحلقهء اصحاب قبايح و شرور ، كه زبان تكبر به لاف كلمهء
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ »
« 1 » ، گشود و سر اطاعت و انقياد از اين امر تافته جبين خضوع بر زمين خشوع نسود . لا جرم گردن استكبارش به غل ،
« فَإِنَّكَ رَجِيمٌ »
« 2 » ، و رقبهء جحد و انكارش بطوق
« وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ »
« 3 » مغلول و مطوّق گرديد .
در آن حال آن پيشواى اهل ضلال ، به زبان تضرّم « 4 » و ابتهال گفت ، الهى اگر من به مجرّد اين يك نافرمانى از ساحت قرب مردود و مطرود گشتم ، جزاى اعمال چندين هزار سال كه پيرامون سرادقات جلال و گرد سرا پردهء كمال بجاى آوردم و به رياست و تقدّم چندين هزار ملك مخصوص بوده طريق عبوديت سپردم و رسم بندگى بجاى آوردم چه شد ؟
خطاب مستطاب رسيد كه جزاى اعمال درين سرا متصوّر و پاداش افعال درين دنيا مقرّر نيست ،
« فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ »
« 5 » ، يعنى تو از مهلت داده شدگانى تا روز قيامت كه هر كسى بجزاى اعمال خود خواهد رسيد .
پس ابليس بار ديگر بر زبان آورد كه : خدايا چون بواسطهء ترك سجدهء آدم مرا از درگاه عزت خود راندى و از شادروان قرب و حضورم دور كرده در وادى بعد و حرمان ماندى ، به عزت و جلال تو كه هر آينه فرزندان آدم را در بيداى گمراهى و غوايت اندازم و درتيه ضلالت و بيابان شقاوت سرگشته سازم مگر بعضى از ايشان كه به تشريف
« إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ »
« 6 » ، ممتاز و مستثنى گشته باشند . و اول عداوتى كه شيطان از روى عناد نسبت به آدم و اولاد ، به فعل آورد فريب او بود
هامش
( 1 ) - سورهء 38 آيهء 76
( 2 ) - سورهء 15 آيهء 34 ( هر دو نسخه « انك » به قياس قرآن مجيد تصحيح شد )
( 3 ) - سورهء 38 آيهء 78 م : ( ان لعنتى عليك ) به قياس قرآن مجيد تصحيح شد
( 4 ) - كذا : ظاهرا : تضرع مناسبتر است
( 5 ) - م : سورهء 15 آيهء 37 و 38
( 6 ) - سورهء 15 آيهء 40