دولتخانه جمع شده تحقيق و تفتيش نمائيم كه شاه دين پناه تكفل امر جهانبانى در عهدهء اهتمام كدام يك از وارثان تخت سلطنت قرار داده و متقلد مهمات مملكت - دارى و پادشاهى از اينجماعت كيست تا بعد از تشخيص و تنقيح ، تمامى به اطاعت و انقياد او قرار دهيم و قّلادهء متابعت اوامر و نواهى او در گردن اعتقاد انداخته او را قايم مقام شاه دين پناه و اولوا الامرا « 1 » مراء و سپاه دانيم و درين قضيه تتبّع طريق آنجماعت كه هنوز جسد مطهر حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله در ميان بود قرار امر خلافت ميدادند ، مفرمائيد « 2 » .
آن طايفه « 3 » همچنان بر جهل [ 12 ] و اغترار اصرار نموده جواب دادند كه تا پادشاه ما را بما نميدهيد ترك جدال و لجاج نميكنيم و تا رمقى از حيات داريم دست از جنگ و پا از راه نام و ننگ نميكشيم . اين سخن گفتند و بجدّ و جهد بيشتر از پيشتر شروع در جنگ كرده كارزار كردند كه سپهدار انجم ، بر بام حصار پنجم انگشت حيرت بدندان غيرت گزيده خواست كه به جهت اصلاح فيما بين بموجب كريمه
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما »
« 4 » خود را از كنگرهء حصار به زير افكند .
نظم
چنان آتش كينه افروختند * كه بال ملك بر فلك سوختند
چنان تيره شد آسمان از غبار * كه گم كرد خورشيد راه گذار
ز بس خون كه شد بر فلك موج زن * گل سرخ شد بر فلك نسترن
و چون مقيمان حرم و ضابطان آن سلسلهء محترم تسكين آن مادهء فاسد را در اهراق خون سلطان حيدر دانستند و رفع اين فساد را در كشتن او ديدند على - الفور آن سر كه تا غايت شايستهء افسر بود از بدن جدا كرده بر بام بردند و به خاك رهگذر افكندند .
هامش
( 1 ) - متن : اولو الامر .
( 2 ) - م : فرمائيد .
( 3 ) - م : طبقه .
( 4 ) - سورهء 49 آيهء 9 .