دار السلطنهء هرات فرستادند و كيفيت احوال عرض نموده طلب مدد و كومك كردند اما قبل از رسيدن مدد . سپاه ثوابت عدد ، بلدهء تون را از تصرف اوزبكان انتزاع نموده آثار اقتدار بظهور رسانيدند و سردارى ضابط در تون گذاشته محافظت آن بلده را در عهدهء اهتمام او قرار دادند و خواستند كه متوجه تسخير ولايت قاين گردند كه درين اثنا لشكرى عفريت سيما از اوزبكان سبع صفات ، از جانب هرات رسيدند و بينهما محاربهاى عظيم بوقوع انجاميد .
نزديك به آن بود كه شكست كلى به اركان سپاه فيروزى انتباه را يابد ، كه از اتفاقات حسنه درين حالت ، ايالت دستگاه امارت شعار ولى خان افشار و اسمعيل خان از مملكت كرمان كه از راه طبس متوجه اردوى نصرت يزك بودند ، همعنان به آن معركه رسيده كغيث هاطل او كليث صائل ، از گرد راه بر آن گروه كينه خواه حمله آورده جمله را از پيش برداشتند و بسيار از آن قوم بدكردار را كشته و خيلى اسير سرپنجهء اقتدار گشته بقية السيف علم استقرار بوادى انفرار برافراشتند و بعضى از امراء بمحافظت و حكومت آن بلاد لنگر اقامت انداختند و حكام كرمان مصحوب اسيران و رؤس قتيلان ، بجانب اردوى كيهان پوى لواى توجه افراختند .
ذكر ايلچى فرستادن عبد المؤمن سلطان با نامهاى مشعر [ 229 ] بر صلح فيما بين و ارسال فرمودن نواب كامياب جوابى مشتمل بر تنبيه او و صلاح حال طرفين
در آنزمان كه عبد المؤمن سلطان ، از آثار تهور و شجاعت امراى ذو شوكت و تصور وصول رايات نصرت منقبت پادشاه فريدون منزلت از حوالى اسفراين بصوب مشهد مقدس علم مراجعت برافراخت ، چون از وقوع تسخير ولايت اسفراين و وضوح كثرت سپاه انجم قراين خوف و هراس بىقياس بر ضمير كسيرش « 1 » استيلا يافته بود
هامش
( 1 ) - م : كثيرش