و مال كشيده ورايت طوبى آيت
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
« 1 » افراخته و احرام زيارت بيت اللّه الحرام بسته صلاح روزگار و فلاح روزگار « 2 » در آن ديد و بعد از رفتن خان احمد ، نواب كامياب ، بنفس مؤيد متوجه نظام و نسق مملكت گيلان گرديده ضبط و ربط آن ملك را در عهدهء امراى صاحب شمشير و وزراى صائب تدبير قرار داده بر هر بلدى از بلاد و ديار ، از امراى عدالت شعار گماشت و موكب همايون ، به قوت دولت روزافزون ، علم نهضت بسوى دار السلطنهء قزوين برافراشت
ذكر وصول موكب انجم شكوه به ييلاق ولايت فيروز كوه و چمن لار و بيان بعضى از وقايع دار المرز و رستمدار و كيفيت انتظام مهمات مملكت مازندران و خبر رسيدن ولد عبد اللّه خان بخراسان
بعد از آنكه موكب ظفر قران از سرحد مملكت گيلان معاودت فرموده نواب سليمان تمكين ، چند روزى در دار السلطنهء قزوين بساط استراحت و رحل استقامت « 3 » انداخت ، داعيه انتطام مهمات دار المرز مازندران از خاطر عاطر شهريار صاحبقران سر زده حسب الامر ، پيشخانه اردوى همايون بصوب ولايت رى و شهريار در حركت آمده لواى توجه بدان ديار افراخت و از آنجا نهضت فرموده چون سايهء چتر فلك پيرايه بر ساحت ولايت فيروزكوه افتاد ، ملك حسن كه قبل از والى دار المرز ملك بهمن حاكم آن حدود بود ، بآستان بوسى ملك انجمن مبادرت نمود و مشمول نظر التفات گشته باحضار ملك بهمن مأمور گرديد .
پس از آن موكب ظفرشعار ، بارايات فتح آثار از آن مقام انتهاض فرموده فضاى نزهت فزاى چمن لار ، مخيم خيام سعادت و اقبال و مضرب سرادقات عظمت و اجلال گشت . در آن مقام فيروزى انجام بعرض رسيد كه ملك بهمن بموجب
« فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ
هامش
( 1 ) - سورهء 3 آيهء 97
( 2 ) - م : مآل
( 3 ) - م : اقامت