پس هركرا نسبت بپادشاهان باستحقاق ، دل و زبان راست و عقيده درست است ، و در مقام طاعت « 1 » و فرمانبردارى است ، حضرت مالك الملك على الاطلاق را نيز از رحمت خود با او نظر است « 2 » و هركه طريق نافرمانى و عصيان و سبيل سركشى و طغيان مسلوك ميدارد پيوسته پريشان و بىسامان كوبكو و در بدر است و در بيداى ناكامى سرگردان و در فيقاى بد سرانجامىهايم و حيران . عاقبت كارش منجر بهلاك و محل آرام و قرارش منزل خاكست .
نظير فقرهء اخير ازين كلام دلپذير ، صورت حال و غايت احوال امراى بىاقبالست كه به تسويلات شيطان و تلبيسات نفسانى ، روى ارادت ازين كعبهء سعادت تافته بجانب كليساى شقاوت شتافتند و بعد از اندك زمانى بعضى از آنها نادم و پشيمان گرديده و از هاتف دولت ، نداى خير انتماى
« تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ »
« 3 » استماع نموده روى توّجه به آن قبلهء اقبال و كعبهء امانى و آمال آوردند و پادشاه گيتى پناه بموجب
« وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ »
« 4 » قلم عفو و اغماض بر جريدهء سهوات و خطياتش كشيده بعضى را شحنهء قهر شهريار سياست بهر گرفته بدرگاه سپهر اشتباه آورده بمضمون عدالت مكنون
« وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
« 5 » ، بسزا و جزاى اعمال خويش رسيدند و بعضى در همان محل كه بودند پرتو آثار غضب خسرو كسرى مقدار ،
« إِعْصارٌ ، فِيهِ نارٌ »
« 6 » ، خرمن هستى ايشانرا محترق ساخته خاكسترش بباد فنا رفت .
هامش
( 1 ) - م : اطاعت
( 2 ) - م : نظرى است
( 3 ) - هر دو نسخه : توبوا الى اللّه جميعا ايها المفلحون . سوره 24 آيهء 31 به قياس قرآن كريم تصحيح گرديد .
( 4 ) - سورهء 9 - آيهء 104 . اصل آيه چنين است :« أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »( 5 ) - سوره 42 آيهء 40 متن ( و جزاء سيته سيته بمثلها ) به قياس قرآن كريم تصحيح گرديد .
( 6 ) - سورهء 2 آيهء 266