متصرف آورد ، « 1 » آن جماعت را در شكنجه كشيد و در اندك روزى اموال و اسباب بىحساب از ايشان مستخلص ساخت و بعد از آن شروع در كندن خانههاى متمولان كرده ، درين اثناء يكى از قايدان اهل جهنم به او رسانيد كه در فلان كاروانسرا مال بسيار از سوداگرى كه در هند فوت شده و در اينجا وارث ندارد پنهان « 2 » كردهاند . به دلالت آن شيطان صفت آن محل را كندند و موازى دو سه هزار تومان از نقد و جنس ظاهر شده متصرّف گشت و به اين طمع آتش حرص و شرهء او شعله كشيده جميع كاروانسراها را كنده به آب رسانيد و خاكش را بباد برداد .
القصه شهر كاشان كه در تمام بلاد هند و ديار چين و ممالك روم و آن سرزمين شهرى به آن آراستگى و جمعيت نبود و بندر اعظم ممالك ايران بود ، از ظلم و تعدّى و دست انداز آن ضحاك سيرت فرعون صفت بمرتبهاى ويران گرديد كه آرامگاه سلاطين و شاه ، مكان جغد و روباه گشت و بجاى استادان شعرباف عنكبوتان بنساجى پرداخته در آن شهر خرابى به صد درجه از درون عاملان ظالم درگذشت .
ذكر محاربهء امراى نامجو « 3 » با قوم ارشلو و وصول موكب سعادت قران به ظاهر دار السلطنهء اصفهان
در آن وقت كه ميرزا احمد ناظر ، از استيلاى [ 128 ] غلامان شقاوت مآثر گريخته از اصفهان خود را به اردوى معلى انداخت ، پس از وصول ، شمهاى از آثار بىاعتدالى و اطوار بىاندامى غلامان ، و مجملى از شرح فضايح اعمال و قبايح افعال آن گروه بىسامان معلوم نواب اعلى و اركان دولت ملك آرا ساخت . از آن جمله معروض داشت كه آن كافر نعمتان اراده كردهاند كه باتفاق و معاونت قوم ناپاك طينت ارشلو ، شهر اصفهان و بلوكات را غارت نمايند و ابواب تعدّى و تسلط بر روى مقيمان آن خطه جنتنشان برگشايند .
هامش
( 1 ) - م : آورده
( 2 ) - م : ذخيره
( 3 ) - م : نامدار