مراسم جانسپارى اوقات صرف نموده در هيچ ماده از امور جزوى و كلى كوتاهى نكرد و از خود بتقصير راضى نگرديد ، بلكه در جميع مواد ، آنقدر مبالغه نمود كه باعث ازدياد ماده رشك و حسد امراء گشت و چون مدتى اوقات برين نهج گذرانيد ، امراى حسد پيشه و عظماى نفاق انديشه را بيش ازين تاب و تحمل آن حشمت و تحمّل طاقت آن عظمت و شوكت نماند ، نايرهء حقد و عناد ، و نيران فتنه و فساد در كانون درون ايشان افروخته ، از هر طرف بدمهاى نفاق انگيز و نفسهاى خلاف آميز آتش كينه و عداوت ديرينه كه در سينه پوشيده داشتند ، اشتعال دادند و بنياد تحريك سلسلهء خصومت كرده و دامن سعى بر كمر جهد استوار ساخته « 1 » زبان ببدگوئى و فتنهجوئى گشادند تا بهر طريق كه دانستند و توانستند خاطر جمعيت مآثر شاهزادهء عالممدار را بقتل خان عالى تبار مايل و راغب ساختند و قول بعضى از دولت خواهان عاقبت انديش و سخن مخلصان حزم پيشهء مروّت كيش ، كه در باب فسخ اين عزيمت بعرض نوّاب شاهزادهء سكندر صولت رسانيدند بسمع رضا اصغاء ننمود « 2 » و نصيحت هيچيك از خردمندان آخر بين و صلاح انديشان سعادت قرين به گوش هوش نشنود .
پس ازين روز بروز آثار كم لطفى و بىعزّتى و اظهار بهانهگيرى و بىشفقتى نسبت بخان عالى مكان سمت ظهور مىيافت ، تا آنكه اسباب عدمش وجود گرفته ، در تاريخ منتصف « 3 » شهر رجب سنهء ثلث و تسعين و تسعمائه ، ازين دار ملال بملك بىزوالش فرستادند .
اگر جمعى از راه كبر و نفاق * به قصد گروهى كنند اتفاق ،
توانند مر يكدگر را علاج * گر از روى قدرت ور از احتياج
و ليكن [ 87 ] گروهى به قصد يكى * توجه نمايند اگر اندكى
هامش
( 1 ) - م : كرده .
( 2 ) - د : نمود .
( 3 ) - د : متصف .