تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ميوهء « 1 » نوبر بخانهء معاندان او فرستاد و هر يك از اعداء ، زرها « 2 » و خلعت‌ها بموصل آن تحفه رسانيده جمعى به اين وسيله غنى گرديدند و بعد از سه روز يكى از ملازمان مقرّبش نعمت آقا نام ، مرخص گشته اجزاى جسد آصف را با سرش كه بفلك و ملك فرود نمىآمد نقل مشهد مقدس نمود و در جوار روضهء عرش احترام حضرت امام ثامن سلام اللّه عليه ما دامت السماء متحرّك و الارض ساكن ، به خاك سپرد و زمانهء غدّار و سپهر نامشخّص مدار ، وجود و عدم آن قبلهء ارباب تيغ و قلم را يكسان شمرد .

ذكر مصالحهء امراى رفيع الشأن با على قليخان باتفاق و بيان معاودت موكب همايون بصوب دار الملك عراق

على قليخان بعد از آنكه از آن رزمگاه بيرون رفت و خود را به شهر هرات رسانيد ، شاهزادهء سكندر اساس عباس ميرزا را برداشته بقلعهء اختيار الدين متحصّن گرديد و آن قلعه‌ايست كه كمند انديشهء مقيمان فلك بكنگرهء تسخير آن نميرسد و هيچ صاحب قدرتى بر سبيل قهر و غلبه بر آن حصار استيلا نيافته و دست تصرّف هيچ ذو شوكتى بطريق جدال و قتال بگريبان ساكنان آن قلعه نرسيده ، شعر
يكى قلعه كز غايت ارتفاع * ز ذكر مقيمش ملك را صداع
ز چرخ برين برگذشته سرش * كمند نظر كوته از كنگرش
ز حل كرده بر خاكريزش مقام * پى پاس گشته بدورش مدام
بخندق درش از سر اضطراب * مه نو چو ماهى شناور در آب
كسى را ز شاهان صاحب قران * نبودست دست تصرّف بر آن
و در آن حين آن قلعهء منيعه بآزوق بسيار و آلت جنگ بىشمار مملو و
هامش
( 1 ) - م : ميو . ( 2 ) - م : ذرها .