تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
داشتند ، در آنجا علم اقامت افراشتند و در عرض يكسال يا زياده مردى كه صاحب خانمان و از ارباب سامان بودند ، بنان چاشت و شام محتاج شدند و خرابى آن ولايت بمرتبه‌اى رسيد كه اگر از جهت سركار خليفه و اتباع ، تخم‌مرغ جهت كوكو ميخواستند بدست نميآمد و اگر احيانا كسى نشان دادى ، هر طرف جوقى فاخته سان كوكو زنان دويدندى ، باقى اشياء برين قياس . القصه مردم را چون تاب جفا و تحمّل ستم نماند ، بعضى جلاى وطن اختيار كردند . بىزاد و راحله روى بغربت نهادند و اكثر از گرسنگى و برهنگى در بيابانها مرده طعمهء اغراب و ذئاب « 1 » گشتند و بعضى كه قوت رفتن نداشتند در وطن بخوارى « 2 » و فلاكت تمام مردند و با وجود خويش و اقربا « 3 » تكفين و تدفين ميسّر نشد و جسد - هاشان بر گذرها افتاده سگ و شغال ميخوردند و با اين اوضاع تنگى و گرانى هم پيدا شد زيرا كه از جهت استيلاى قطاع الطريق كه دست برآورده بودند ، مردم از تردد پاكشيدند و كسى به هيچ راه آمد شد نميكرد و مأكولات مانند رحم و انصاف معدوم گرديد و اگر اتفاقا كسى با متاعى از جائى آمدى ، يا كسى بطلب آن بيرون رفتى سر و مال در معرض تلف بودى . شعر
كسى گر ز معموره بيرون شدى * چگويم كه احوال او چون شدى
اگر يكسر تير رفتى به راه * شدى مال و جانش بر آن سر تباه
و گر آمدى شخصى از شهر خويش * كه حاصل كند روزى بهر خويش
شدى روزيش زخم شمشير و تير * به آن طعمه گرديدى از عمر سير
بنابرين قحط بمثابه‌اى رسيد كه يكمن نان جو كه هنوز در تنور گرم نشده بود ، به دويست دينار بدست همه كس نمىآمد « 4 » و اين حوادث شمّه‌اى از آثار
هامش
( 1 ) - د : طعمهء اعراب و ذياب . ( 2 ) - م : بخارى . ( 3 ) - م : اقربابا . ( 4 ) - م : نيامدى .