رفته ، روى ملال درنكشند ، و اگر گاه در ضمن بيان برخى از حقايق ، سخن ، چنان كه بايد ، دلپذير و مطبوع نيفتاده ، چين بر جبين نيفگنند ، و غبار سآمت بر حاشيهء خاطر راه ندهند ، و به حقيقت بدانند ، كه اين بنده به مراتب دانش و فضل ايشان ، به تعبير منشى نفثة - المصدور ، « من قرط الأذن » اقرار مىدهد ، و زبان حالش در اين باب مضمون خطاب اين سه بيت شاعر نامدار تواناى اصفهان ، جمال الدّين عبد الرّزّاق است ، به استاد سخن آفرين شروان ، خاقانى ، در آن قصيدهء مشهور :
اينهمه خود طِيبتست ، باللّه اگر مثلِ تو * چرخ به سيصد قران گشت به دوران بَرَد
نتايجِ فكرِ تو زينت گلشن دهد * معانىِ بكر تو زيورِ بستان بَرَد
فضل تو پاينده باد ، صِيتِ تو پوينده باد * كه از وجودِ تو فضل رونق و سامان بَرَد
بيست و پنجم فروردينماه هزار و سيصد و چهل و هشت
امير حسن يزدگردى
استدراك « 1 » و اصلاح
صفحه / سطر / 6 / 18 و 19 / مراد از ذكر مثال نخستين ، يادآور شدن معنى حقيقى « پيچيدن » ، و غرض از ذكر مثال دوم ، نمودن كيفيّت استعمال معنى مجازى آن در زبان محاورهء عمومى بوده است .
7 / 19 / بدينوجه تغيير داده شود :
« . . . جلال الدّين را در چهار سال پيش . . . »
هامش
( 1 ) - با اينكه به قاعدهء معمول و متداول نقطهگذارى مىبايست راىها و نظرهاى آن نويسندهء فاضل در ميان دو گيومه « » نقل شده باشد ، از آن سبب كه اين راىها و نظرها ، با آنچه از ديگر اقوال و كتب و رسائل ، نقل شده است ، مشتبه نشود ، بهناچار از شيوهء معهود عدول جست ، و آنها را در ميان دو قلاب [ ] نشاند .