تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
راه بر كاروانيان مىبريدند ) و « كوه » و « برف » ( بدين اعتبار كه برف بر راه مىنشيند و گاه راه بر مردم راهگذر فرو مىبندد ) ، نيز مؤيّد اين نظر تواند بود .

رايض - 49 / 9

رام‌كننده و رياضت دهنده . از « الصّراح من الصّحاح » ، كسى كه اسپان را رياضت آموزد و آن چابك سوار باشد . « غياث اللّغات » ، راض الصّعب : نرم كرد ستور نانرم كرده را ، رام كرد ستور را ، نرم كرد ستور درشت را . از « مقدّمة الأدب » . ظهير الدّين فاريابى گويد :
راىِ تو رايضى است كه گردونِ تُند را * بىجدّ و جهدِ او سِمَتِ إرتياض نيست
« ديوان ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده

رباب - 99 / 11

سازى بوده است با بدنه‌اى چهار پهلو ، و داراى يك يا دو تار « 1 » كه از موى بافتهء اسپ فراهم مىآمده و آن را با كمان مىنواخته‌اند .
هامش
( 1 ) - از وصفىكه از صورت اين ساز در شعر فارسى شده و نيز از تعريفى كه در پاره‌اى از كتب مربوط به الحان و آلات موسيقى قديم ايران و عرب در باب آن رفته ، ظاهرا چنين مىنمايد كه در طى قرون و ادوار مختلف در شمارهء تارها و آلت نواختن ( : زخمه يا كمان ) و نيز شكل آن تغييراتى روى داده است . رك : « مجلهء روزگار نو » ج 5 ، شمارهء 4 ، ص 31 - 40 ، مقالت دانلد بولچ ، ذيل عنوان « بعضى از آلات موسيقى شرقى غربى » و « مجلهء سخن » سال سوم ، شمارهء 10 ، ص 643 و 644 ، مقالت دكتر پرويز خانلرى ، ذيل عنوان « وصف صورت آلات موسيقى در ديوان خاقانى » و « كليات شمس » ج 1 ، غزل 304 ، ص 184 و 185 .
نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 442 | شهاب الدین نور الدین محمد زیدری نسوی / امير حسين يزدگردى