ح
حاشا المولى - 12 / 1
دور از آن سرور « 1 » .
خاقانى گويد :
آن خِطَّه بدستِ قحط اسير است * حاشَا المَجلس وباپذير است
« تحفة العراقين » ص 44 س 1
حاله - 2 / 4
موعد ، زمان تعيين شده ، أجل مسمّى .
ظهير الدّين فاريابى گويد :
بجز شماتت و يأسم نداد وعدهء تو * از آن سپس كه دو ماهش گذشت از حاله
« ديوان ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده .
« . . . چون حاله فراز آمد بده روز پستر مرد بسلام امير شد و به زبان هيچ تقاضا نكرد . با خود گفت : چون امير مرا بيند داند كه بتقاضاى زر آمدهام . و همچنين مىآمد تا دو ماه از حاله بگذشت . . . » . « سياست - نامه » يا « سير الملوك » فصل هفتم ، ص 64 ، س 8 - 10 ، و با تفاوتى اندك ، منتخب آن ، ص 60 ، س 7 - 9 . - 29
ر ك : ص 129 س 18 ، از « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر .
هامش
( 1 ) - ر ك : « مغنى اللبيب » ، الباب الاول فى تفسير المفردات و ذكر احكامها ، حرف الحاء - المهملة ، ذيل « حاشا » ج 1 ص 121 و 122 .