پاىكشان - 57 / 1
بآهستگى و تأنّى تمام ، همچون بيمارى يا ناتوانى راه رفتن . ر ك : « بهار - عجم » ذيل : پا كشيدن .
پاىكوب - 2 / 7
در اينجا بمعنى راهگذر و محلّ تردّد مردم است كه بر آن پاى نهند .
پاىور - 10 / 14
صاحب پاى ، راهرو ، و در اينجا بمعنى مجازى آن يعنى « صاحب استقامت و قوّت و قدرت » نيز إيهامى تواند داشت .
پخته خوار - 22 / 7
كنايت از گدا و گدايىكننده باشد . از « برهان م » ، و نيز آنكه بىرنج و محنت معاش كند . « آنندراج » .
پرداختن ، جاى باز - 67 / 1 ، 113 / 10 ، 120 / 11
ر ك : بازپرداختن ، جاى .
پروانه - 16 / 9
در اينجا بمعنى حكم پادشاهان و اميران است كه بنام عمّال و غيره از دفتر نوشته مىشود . از « بهار عجم » .
پشت دست خاييدن - 10 / 7
و پشت دست گزيدن : كنايه از ندامت و پشيمانى و تأسّف باشد .
از « برهان م » .