اخلاق و ملكات فاضله در خوشى قريحه و حسن سليقه و لطف ذوق و سلامت طبع يگانهء عصر خود و بدون ذرّهاى مبالغه و اغراق وجودى بيمانند و در اين شيوه فريد و طاقند .
در نتيجهء همين قوّت جنبهء ذوق و دلباختگى نسبت بهرچيز كه مظهر جمال و زيبائى و لطف و معنويّت باشد وجود محترم حضرت استادى را چنان بلندى نظر و علوّ همّت فراهم آمده كه پشت پا بعموم تعيّنات ظاهرى و اعتباريّات دنياى مادّى امروز زده و در قلب دنياى فريبندهء فرنگستان بزرگترين سعادت خويش را در نظّارهء بوستان رنگين ادبيّات فارسى و عربى شناختهاند و چيدن رياحين خوشبو را از اين چمن براى فراهم ساختن دسته گلهاى روحبخش و تقديم بطالبان علم و ادب بهترين لذّت حيات خويش تشخيص داده .
يكى از علائم مشخّصهء ذوق و صفاى قلب ايشان علاقهء شديدى است كه معظّم له برفقا و ارادتمندان خود اظهار ميدارند و در راه دوست و رفيق در حقيقت از همه چيز ميگذرند و زبان حالشان در اين مورد بخصوص اين بيت پر معنى شيخ عليه الرّحمه است :
دنيا خوش است و مال عزيز است و تن شريف * امّا رفيق بر همه چيزى مقدّم است
نگارندهء اين سطور در مدّت سه سال و نيم اقامت در پاريس غالب اوقات را خوشهچين خرمن فضل و ادب حضرت ايشان بودم و ميتوانم گفت كه « تمتّعى كه من از عمر در جهان بردم » همان ساعاتى بود كه بمصاحبت حضرت استادى در باغهاى خرّم و جنگلهاى فرحبخش اطراف پاريس صرف شده و از آن روزگار خاطرههاى دلنشينى دارم كه هروقت آنها را پيش چشم ميآورم بىاختيار مست لذّت و شوق ميشوم و از خداوند تجديد آن عهد خوشى و نشاط را با كمال بىصبرى التماس ميكنم .
حضرت استادى مقالهء حاضر را به ياد آن ايّام صحبت بخصوص روزهاى