تحت القرط » ، « راحة الصّدور » ص 510 ، فرهنگ لغات و مصطلحات نادره ، و قس : « من قرط الأذن » ص 31 س 3 ، و نيز ، ص 181 س 6 - 11 ، از « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر ، و نيز ، قس : « از بن دندان » ، و « از بن سى و دو دندان » ، رك : « امثال و حكم » ج 1 ص 106 - 108 .
أزرار « 1 » - 101 / 7
جمع زرّ : گوزگره ، انگله ، بندينه « 2 » . « مقدّمة الأدب » ، گويك گريبان و جز آن . « منتهى الأرب » ، كه اكنون در زبان محاورهء عمومى « دگمه » ( - تكمه « برهان م » ) گويند .
از كار بردن ، دست و پاى - 67 / 5 و 6
كنايتست از : بهراس افتادن و قدرت انديشهء صواب را از كف نهادن ، و طمأنينه و آرامش را از هول واقعه از دست دادن . نزديك بمعنيى كه اكنون در زبان محاورهء عمومى و تداول عامّه « دست پاچه شدن » گويند .
از كار رفتن ، دست و پاى - 87 / 6
كنايتست از : دست و پاى از حركت و جنبش و فعّاليت بازماندن .
از مرده كفن در ربودن - 103 / 13
قس : از « برهنه پوست بركشيدن » ، رك : ص 359 .
إستدراك - 117 / 7
دريافتن چيزى را . « تاج المصادر » ، تدارك مافات را به چيزى اراده كردن .
از « منتهى الأرب » ، استدرك الشّىء بالشّىء : خواست دريافتن آن چيز را به اين چيز . « شرح قاموس » .
هامش
( 1 ) - ر ك : ص 101 حاشيهء شمارهء 4 .
( 2 ) - ر ك : « برهان م » ذيل : بنديمه .